خانه

زن سخن‌اش را باز گذاشته بود

رضا فرمند

 

 

زن، سخن‌اش را باز گذاشته بود

لبخند‌ش را باز گذاشته بود

و برهنگی‌اش گل‌گل از شکاف دامن و پیرهن‌‌اش می‌تابید

*

پُر از پرنده و پروانه

پُر از دهان و شتاب

ناگهان  

به روی تن‌اش‌اش فرود آمدم

 

اوت ۲۰۱۱