|
شاملو
و کتاب مقدس |
رضا
فرمند |
|
|
این
تاثیر آیا در
لحن بوده
است؟ در حوزهی
واژگان بوده
است؟ در نوع
نگرش به
معشوق بوده
است؟ یا در در
زمینهی
آهنگ؟
پیرامون
تاثیر شاملو
از کتاب مقدس
رضا براهنی
در سال ۱۳۴۳
مینویسد: «شاملو
فکر آزاد
کردن یکسرهی
شعر از قید و
بند و زن را از
غرب گرفته
است، ولی
منبع لطف و
زیبایی کلام
غیر منظوم
ولی آهنگیناش
را «نثر
شعرگونهی»
قرن چهارم و
پنجم است و
آهنگهای
محکم قسمتهایی
از ترجمهی
فارسی تورات
و انجیل که
ترجمهی
بسیار پاک و
شسته رُفته و
پُرآهنگ و با
اسلوبی
است، و کیفیت
پیغمبرانهی
سخن گفتن
شاملو از
همین کتابهای
مقد س سرچشمه
میگیرد (قالب
شعر شاملو۴،
ص. ۳۵۱، طلا در
مس) کتاب
مقدس (تورات و
انجیل) دارای
۱۸۰۰ صفحه
است؛ و
دربرگیرندهی
چندین
کتابچه.
کتابچهها
را چند نفر
باید ترجمه
کردهباشند؛
چرا که زبان
ترجمهها
یکدست نیست.
برای نمونه
زبان «کتاب
جامعه»
پرداختهتر
و یکدستتر
از«غزل غزلهای
سلیمان» است.
برای اینکه
روشن شود سخن
بر سر چیست
بخشهایی از «کتاب
جامعه» و «غزل
غزلهای
سلیمان» را در
اینجا میآورم.
سطرها، به
روش کتاب
مقدس، با
ستاره از هم
جدا شده است: نمونهی
۱ از «کتاب
جامِعَه» باب اول «کتاب
جامعه»چنین
آغاز میشود: کلام
جامِعَه بنداود
که در
اورشلیم
پادشاه بود*
باطل اباطیل
جامعَه میگوید
باطل اباطیل*
همهچیز
باطل است* و
انسان را از
تمامی مشقتش
که زیر آسمان
میکشد چه
منفعت است* یک
طبقه میروند
و یک طبقه میآیند
و زمین تا به
ابد پایدار
میماند*آفتاب
طلوع میکند
و آفتاب غروب
میکند و
بجائیکه از
آن طلوع نمود
میشتابد*
باد به طرف
جنوب میرود و
بطرف شمال
دَور میزند*
دَورزنان
دَورزنان
میرود و باد
به مدارهای
خود
برمیگردد*
جمع نهرها
بدریا جاری
میشود اما
دریا پُر نمیگردد*
به مکانی
که نهرها از
آن جاری شد به
همانجا باز
میگردد* همه
چیزها پُر از
خستگی است
که انسان
آنرا بیان
نتواند کرد*
چشم از دیدن
سیر نمیشود
و گوش از
شنیدن مملو
نمیگردد.
آنچه بوده
همان است که
خواهد بود و
آنچه شده
همان است که
خواهد شد. و
زیر آفتاب
هیچ چیز تازه
نیست. (آیهی
۱۰-۱باب اول،
کتاب جامعه،
ص. ۹۸۶) متن،
روان و یکدست
و پرداخته
است. برخی
سطرها هم
شاعرانه
است؛
سطرهایی چون «همه
چیزها پُر از
خستگیاست
که...» و « زیر
آفتاب هیچ
چیز تازه
نیست» ولی
آهنگی که از
سطری به سطری
دیگر روان
شود و یک
هامونی
موسیقایی
بیافریند حس
نمیشود. نمونهی
۲ از «غزل غزلهای
سلیمان» «غزل
غزلهای
سلیمان» چنین
آغاز میشود: باب
اول: غزل
غزلها که از
آن سُلیمان
است* او مرا به
بوسههای
دهان خود
ببوسد* زیرا
که محبت تو از
شراب نیکوتر
است* عطرهای
تو بوی خوش
دارد* و اسم تو
مثل عطر
ریخته شده میباشد*
بنابرین
دوشیزگان تو
را دوست میدارند.
مرا بکش تا در
عقب تو بدویم*
پادشاه مرا
به حجلههای
خود آورد* از
تو وجد و شادی
خواهیم کرد*
محبت تو را از
شراب زیاده
ذکر خواهیم
نمود(سطرهای
۱ و ۴، باب اول.
ص،۱۰۰۰) * باب
چهارم: اینک
تو زیبا هستی
این محبوبهی
من اینک تو
زیبا هستی* و
چشمانت از
پشت بُرقع
تو مثل چشمان
کبوتر است. و
موهایت مثل
گلهی
بزهاست که بر
جانب کوه
جِلعاد
خوابیدهاند*
دندانهایت
مثل گلهی
گوسفندان
پشمبریده
که از شستن
برآمده
باشند* و همگی
آنها توام
زائیده و در
آنها یکی هم
نازاد نباشد*لبهایت
مثل رشتهی
قرمز و دهانت
جمیل است. و
شقیقههایت
در عقب بُرقع
تو مانند
پاره انار
است. گردنت
مثل برج داود
است...دو
پستانت مثل
دو بچهی
توام آهو
میباشد (سطر ۵-۱،
باب چهارم،
غزل غزلهای
سلیمان) *
تاثیر
غزل غزلهای
سلیمان بر
شعرهای
عاشقانه
شاملو همانطوریکه
دیده میشود
زبان ترجمهی
«غزل غزلهای
سلیمان» چون
زبان «کتاب
جامعه»
پرداخته
نیست و در
پارهای
سطرها آشفته
هم است. با اینهمه
«غزل غزلها
سلیمان»
بیشترین
تاثیر را روی
شعر شاملو
داشته است.
منتها این
تاثیر بیشتر
در حوزهی
نگاه به
معشوق است تا
در حوزهی
زبان. در «غزل
غرلهای
سلیمان» یار،
حضوری
جسمانی و در
عین حال مقدس
دارد. نگاهِ
اروتیک شاعر
به یار سرشار
عشق است. شاعر
یار و زندگی
را یکسان میبیند
و ستایش یار
ستایش زندگیست.
برخورد
شاملو به
معشوق در «باغ
آینه»
دوراندیشانه
و کلیست: « تو
از خورشیدها
آمدهای...»
ولی در
شعرهای
عاشقانهی «آیدا
در آینه» که
پس از آشنایی
با «غزل
غزلهای
سلیمان»
سروده
برخودش
خصوصی و
برهنه است و
مایههای
اروتیک دارد: «بوسه
های تو گنجشککان
پُرگوی باغاند و
پستان هایت
کندوی
کوهستان
هاست» (سرود
برای سپاس و
پرستش، آیدا
در آینه) البته
نگاه
عاشقانهی
شاملو در این
شعرها
بیگمان
آبشخورهای
دیگری هم چون
شعر اروپایی
داشته است؛
ولی «غزل
غزلهای
سلیمان» که در
آن یار پرستش
میشود یکی
از سرچشمهها
اصلی باید
بوده باشد.
البته
همینجا باید
گفت که تپش
زندگی در
شعرهای
عاشقانهی
سلیمان
بسیار بیشتر
از شعرهای
عاشقانهی
شاملو ست. پس
از نیما این
گونه نگاهِ
اروتیک و
عاشقانه به
یار و همسر به
ويژه در
شعرهای
عاشقانه و
اروتیک فروغ
و شاملو پا
گرفت. * «کیفیت
پیغمبرانه
سخن گفتن
شاملو» یا لحن
توراتی همانطوریکه
گفته شد
شاملو پس از
آشنایی با
کتاب مقدس
چند شعرش را
به روش آیههای
کتاب مقدس
نوشته:
شعرهایی چون «میلاد»
و «انگیزههای
خاموشی» در
مجموعهی«
لحظهها و
همیشه و چند
شعر دیگر».این
شعرها که
دارای لحنی
پیامبرانهاند
در شاخههای
اصلی درخت
شعر شاملو
نیستند؛ از
شعرهای
کامیاب او هم
قلمداد نمیشوند.
شاملو به نظر
میرسد که با
نوشتن این
شعرها
خواسته است
تفننی بکند؛
به ویژه که
سطرهای این
شعرها را به
روش آیههای
کتاب مقدس
افقی نوشته.
نوشتههای
پیامبرانه
آمرانه است.
در این نوشتهها
دستورها و
فرمانهایی
اخلاقی کلی
صادر میشود:
«حکم مکنید تا
بر شما حکم
نشود...»( آیه ۱
باب هفتم،
کتاب انجیل
متی). لحن
بیشتر کتابهای
دینی چنین
است. از میان
مجموعههای
شعر «پیامبر»
خلیل جبران
چنین کیفیتی
دارد. ولی لحن
فراگیر
شعرهای
شاملو چنین
نیست. اکتبر،
۲۰۰۷
|