خانه

روشن نگارش شعر

رضا فرمند

 


شاملو در نگارش شعرش، روی‌هم‌رفته، از روشی ويژه پیروی نکرده است. گاه، یک سطر را هم افقی نوشته است، هم پله‌کانی:

 

بیابان را، سراسر، مه گرفته است (مه، هوای تازه)

 

همین مصرع را در بخشی دیگر از همین شعر پلکانی نوشته است:

 

بیابان را

               سراسر

                           مه گرفته است (همان)

 

در نمونه‌ی پلکانی، به جای هر کاما، سطری تازه باز شده است. در واقع، یک سطر، شده است سه سطر. همین روش را می‌توان در بسیاری از شعرهای شاملو دید. سطری تازه جای کاما نشسته است:

   

دختران شرم،

                  شبنم

                         افتادگی

                                    مه! (از زخم قلبِ آبائی، هوای تازه)

 

چهار سطری که می‌توانست در یک سطر نوشته شود:

 

دخترانِ شرم، شبنم، افتادگی، رمه

 

نمونه‌ی دیگر:

 

سینه‌اش به آرامی از حباب‌های هوا پُر و خالی می‌شود (زن خفته)

 

این شعر به کاما هم نیاز ندارد. این سطر چنین نوشته شده است:

 

سینه‌اش

به آرامی

از حباب‌های هوا

پُر و خالی

می‌شود.

 

در واقع، یک سطر شده است پنج سطر. شاید برخی بگویند که پلکانی نوشتن شعر برای نشان دادن عمل نفس کشیدن است. ولی  چنین چیزی نیست. پلکانی نوشتن شعر تازه باعث می‌شود که خواننده پس از هر سطر درنگی کوتاه بکند  که اصلان با درونمانه‌ی شعر سازگار نیست. شعر باید بدون مکث خوانده شود تا هارمونی دم و بازدم نشان داده شود. اینست که بهتر است که شعر افقی نوشته شود.  تازه، همین پنج سطر را در پایان شعر به صورت چهار سطر نوشته است:

*

گاه، اصلن به سطری تازه نیاز نیست:

 

با تو یک علف و همه جنگل‌ها

با تو یک گام و راهی به ابدیت

 

دو سطر بالا چنین نوشته شده است:

 

با تو یک علف و

                       همه جنگل‌ها

با تو یک گام و

راهی به ابدیت (شعر ناتمام، هوای تازه)

 

نمونه‌ای دیگر:

 

نه!

هرگز شب را باور نکرده‌ام

چرا که در فراسوی‌های دهلیزش

به امید دریچه‌ای دل بسته بودم (وصل ۴، لحظه‌ها و همیشه)

 

همین شعر کوتاه را چنین نوشته است:

 

نه!

هرگز شب را باور نکرده‌ام

چرا که

        در فراسوهای دهلیزش

به امید دریچه‌ای

                      دل بسته بودم.

*

گاه، پلکانی نوشتن را می‌شود توجیح کرد. هنگامیکه شاعر می‌خواند به یاری  نگارش شعر، نمائی از درونمایه‌ی شعر را هم نشان دهد. برای نمونه، برای نشان دادن فرو ریختن، افتادن خم شدن و...

 

از مهتابی

                به کوچه‌ی تاریک

                                       خم می‌شوم

و با جای همه‌ی نومیدن

می‌گریم. ( چلجلی، ققنوس در باران)

 

در اینجا می‌شود گفت که پلکانی نوشتن حالت شاعر را که از مهتابی‌اش به کوچه خم شده نشان می‌دهد. در گریستن هم  فرو ریختن اشک را داریم. ولی به نظر نمی‌رسد که شاملو آگاهانه برای نشان دادن خم شدن و فرو ریختن اشک این شعر را پلکانی نوشته باشد. چرا که در همین شعر مصرع از یاد مبر که ما من و تو- را پلکانی نوشته است:

از یاد مبر

               که ما

                         - من و تو-

*

برخی از شاعرانی که در کار شعر خیلی دیر آمده و خیلی زود می‌خواهند بروند با دیدن ظاهر پلکانی شعر کسانی چون شاملو گمان می‌برند که همه‌ی کلمه‌های شعر را می‌توان پلکانی نوشت. اینان ترکیب‌های اضافی را هم می‌شکنند. برای نمونه، رنگِ زیبای گل را به شکل

رنگِ

        زیبای

                  گل می‌نویسند

غافل از اینکه کسره برای پیوستن واژه‌هاست و نه برای گسستن آن‌ها.

*

 روی هم رفته، شعر باید به گونه‌ای نوشته شود که راحت خوانده شود؛ و شعر در حالت افقی روان‌تر خوانده می‌شود. برای نشان دادن درنگ( مکث) می‌توان پس از واژه یا بخشی از شعر کاما گذاشت. پلکانی نوشتن شعر هم باید دلیلی داشته باشد. در سال‌های اخیر  به پیروی از بخشی از شعر مدرن اروپایی، برخی از شاعران از فاصله‌ی افقی برای درنگ (مکث) یا کاما بهره‌گیری می‌کنند.