خانه

بهترین شعرهای شاملو

رضا فرمند

 


روشن است که هیچ شاعری در اوج شاعری‌اش زاده نمی‌شود و کمتر شاعری‌ست که همه‌ی سروده‌هایش شاهکار باشد. هستند شاعرانی که تنها با یک شعر خوب جاوانه شده‌اند. چند شعر برجسته، دست‌آورد سال‌ها تلاش و کوشش پیگیر شاعرانه است. شاعران بزرگ سروده‌های کامیاب فراوانی دارند. شاملو افت‌و‌خیزهای بسیاری در کار شعری‌اش داشته است و همه‌ی سروده‌هایش در یک سطح نیست. در این بخش نگاهی دارم به بهترین شعرهای شاملو و ویژگی‌هایی که این شعرها را از دیگر شعرهای شاملو جدا می‌کند.

 

شاهکارهای شاملو از این قرار است:

 

آهن‌ها و احساس‌ها: ۱۳۲۳- ۱۳۲۹

...

۲۳ (۱۳۳۰)

.....

قطع‌نامه: ۱۳۲۹- ۱۳۳۰

.....

 

هوای‌تازه: ۱۳۲۶- ۱۳۳۵

 

۱- از زخم قلب ‌آبائی (۱۱۶)  دختران دشت! دختران انتظار!

درون‌مایه: سوک‌سرود

 

۲-  مرگ نازلی (۱۳۳): - نازلی بهار خنده زد و ارغوان شکفت

درون‌مایه: سوک‌سرود

 

۳- ساعت اعدام (۱۳۸): در قفل در کلیدی چرخید

درون‌مایه‌: سوک‌سرود

 

۴- پریا (۱۹۵): یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود

درون‌مایه: اجتماعی

 

۵- افق رشن (۲۰۷): روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد

درون‌مایه: اجتماعی

 

۶- عشق عمومی (۲۱۳):‌ اشک رازی‌ست. لبخند رازی‌ست

درون‌مایه: سوک‌سرود

 

۷- از عموهایت (۲۳۲):‌ نه به خاطر آفتاب نه به خاطر حماسه

درون‌مایه: سوک‌سرود

 

باغ آینه: ۱۳۳۶- ۱۳۳۸

 

۱- بر سنگفرش (۳۲۹): یاران ناشناخته‌ام چون اختران سوخته...

درون‌مایه: سوک‌سرود

 

۲- کیفر (۳۳۳): در اینجا چار زندان است

درون‌مایه: اجتماعی

 

۳- ماهی (۳۳۵): من فکر می‌کنم/ هرگز نبوده قلب‌ِ من این گونه گرم و سرخ

درون‌مایه: عاشقانه

 

۴- طرح (۳۴۵): شب با گلوی خونین خوانده‌ست دیرگاه

درون‌مایه: طرحی از طبیعت

 

۵- زن خفته (۳۶۵): کنار من چسبیده به من در عظیم‌ترین فاصله‌ائی از من

درون‌مایه: عاشقانه

 

۶- باغ آینه ( ۳۸۸) چراغی به دست‌ام چراغی در برابرم

درون‌مایه: عاشقانه

 

لحظه‌ها و همیشه: ۱۳۳۹- ۱۳۴۱

 

۱- من مرگ را (۴۳۸): اینک موجِ سنگین‌گذر زمان است که در من می‌گذرد.

درون‌مایه: عاشقانه،

 

۲- وصل ۴ و ۵ (۴۴۴):  نه! / هرگز شب را باور نکرده‌ام

درون‌مایه: اجتماعی

 

آیدا در آینه: ۱۳۴۱- ۱۳۴۳

 

۱- من باهارم تو زمین (۴۵۵): من باهارم تو زمین / من زمین‌ام تو درخت

درون‌مایه: عاشقانه

 

۲- از مرگ (۴۶۰): هرگز از مرگ نهراسیده‌ام...

درون‌مایه: اجتماعی

 

۳- چهار سرود برای آیدا، سرود ۴ (۴۷۵):‌ بوسه‌های تو / گنجشککان پُرغوی باغ‌اند.

درون‌مایه: عاشقانه

 

۴-  آیدا در آینه(۴۹۵): لبان‌ات به ظرافت‌ِ شعر

درون‌مایه: عاشقانه

 

۵- میعاد: میعاد (۴۹۹) در فراسوی مرزهای تن‌ات تو را دوست دارم.

درون‌مایه: عاشقانه

 

آیدا: درخت و خنجر و خاطره!: ۱۳۴۳- ۱۳۴۴

...

 

قُقنوس در باران:‌ ۱۳۴۴- ۱۳۴۵

 

۱- مرثیه (۶۱۷): گفتند:‌ نمی‌خواهیم نمی‌خواهیم که بمیریم!

درون‌مایه: سوک‌سرود

 

مرثیه‌های خاک‌: ۱۳۴۵- ۱۳۴۸

 

۱- مرثیه (۶۴۹): به جستجوی تو/  بردرگاه کوه می‌گریم

درون‌مایه: سوک‌سرود

 

۲- با چشم‌ها (۶۵۳): با چشم‌ها/ ز حیرت این صبح نا به جای

درون‌مایه: اجتماعی

 

شکفتن در مه:‌ ۱۳۴۸- ۱۳۴۹

 

۱- عقوبت (۶۹۳):  میوه بر شاخه شدم/ سنگپاره بر کفت کودک

درون‌مایه: عاشقانه

 

ابراهیم در آتش: ۱۳۴۸- ۱۳۵۲

 

۱- شبانه (۷۱۱): در نیست / راه نیست/ شب نیست/ ماه نیست

درون‌مایه: اجتماعی

 

۲- شبانه (۷۱۳): اگر که بیهده زیباست شب/ برای که زیباست شب

درون‌مایه: سوک‌سرود

 

۳- شبانه: (۷۲۲): مرا تو بی‌سببی نیستی ...

درون‌مایه: سوک‌سرود

 

۴- سرود ابراهیم در آتش (۷۲۶): در آوار خونین گرگ و میش

درون‌مایه: سوک‌سرود

 

۵- ترانه‌ی تاریک‌ (۷۳۴): بر زمینه‌ی سربی صبح / سوار/ خاموش ایستاده است

درون‌مایه: اجتماعی

 

۶- میلاد آنکه عاشقانه مرد (۷۵۰): نگاه کن چه فروتنانه برخاک می‌گسترد.

درون‌مایه: سوک‌سرود

 

دشنه در دیس: ۱۳۵۳- ۱۳۵۶

 

۱- خطابه‌ی تدفین (۷۸۵): غافلان همسازند/ تنها توفان/ کودکان ناهمگون می‌زاید

درون‌مایه: سوک‌سرود

 

۲- شکاف (۷۸۷): زاده شدن بر نیزه‌ی تاریک / هم‌چون میلاد گشاده‌ی زخمی.

درون‌مایه: سوک‌سرود

 

۳- ترانه‌ی بزرگ‌ترین آرزو (۷۹۹): آه اگر آزادی سرودی می‌خواند / کوچک

درون‌مایه: اجتماعی

 

ترانه‌های کوچک غربت:‌ ۱۳۵۶- ۱۳۵۹

 

۱- در این بن‌بست (۸۲۴): دهان‌ات را می‌بویند نازنین...

درون‌مایه:‌ اجتماعی

 

۲- عاشقانه (۸۲۶): آنکه می‌گوید دوست‌ات دارم...

درون‌مایه: عاشقانه

 

۳- عاشقانه (۸۳۸): بیتوته‌ی کوتاهی‌ست جهان...

درون‌‌مایه: عاشقانه

 

مدایحه بی‌صله: اشعار تا سال ۱۳۶۹

....

 

در آستانه: ۱۳۶۴- ۱۳۷۶

...

حدیثِ بی‌قراری ماهان: ۱۳۵۱- ۱۳۷۸

*************************

۳۶ شعر برگزیده‌ی بالا از بهترین و شناخته‌شده‌ترین شعرهای شاملو به شمار می‌روند. این‌ها شعرهایی هستند که به اصطلاح خوب از آب در‌آمده‌اند؛ زبان‌اشان روشن‌است؛ ساختمان‌اشان یکدست است. این شعرها با پذیرش همگانی روبرو شده‌اند: اهل شعر، با فضای این شعرها آشنا هستند و بندهایی از آن‌ها را به یاد دارند. خود شاملو هم بیشتر این شعرها را در نوار خوانده است و این نشان می‌دهد که این شعرها سخت مورد پسند خودش هم بوده است. بخش‌بندی ۳۶ شعر بالا، که از میان حدود ۴۰۰ شعر برگزیده شده، برپایه‌ی درونمایه‌ی آن‌ها چنین است:۱۴ سوک‌سرود/ ۱۱ شعر عاشقانه/ ۱۰ شعر اجتماعی/ ۱ طرح

پُرسش اینجاست که چرا این شعرها دلنشین‌تر و گیراتر از شعرهای دیگر شاملو هستند؛‌ چه ویژگی‌هایی این شعرها را از دیگر شعرهای شاملو جدا می‌کند.  پاسخ به این پرسش‌ها را باید در درونمایه‌ی صمیمی و زبان روشن این شعر‌ها جستجو کرد.

 

درونمایه:

درونمایه‌ی این شعرها از دلکش‌ترین موضوع‌های شعری شاملو هستند. هر چه شاعر به موضوعی حساسیت و دلبستگی بیشتری داشته باشد؛ هر قدر موضوعی را بیشتر زیسته باشد از نظر روحی و روانی آمادگی بیشتری برای پرداختن به آن موضوع دارد. پس این شعرها که توانسته‌اند همه‌ی نیروهای واژگانی و عاطفی شاملو را بسیج کند از گرامی‌ترین درونمایه‌های شعری وی به شمار می‌روند. چنانکه از شعرهای بالا روشن می‌شود، بیشتر شعرهای کامیاب شاملو به ترتیب سوک‌سرودها، عاشقانه‌ها و شعرهای اجتماعی‌اند. روشن‌ است که من تم اصلی شعرها را در نظر داشته‌ام؛ مگرنه مرزهای درونمایه‌ها، در برخی از شعرها، اینجا و آنجا به هم می‌آمیزد.

 

زبان روشن شعر:

این شعرها، روی‌هم رفته، زبانی روشن دارند. این روشنی زبان برای خواننده‌ی اهل شعر نمی‌تواند پوشیده باشد؛ تفاوت زبان و بافت این شعرها با دیگر شعرهای شاملو به حدی‌ست که انگار شاعر در این شعرها دنده‌ی شعرش را عوض کرده‌ است. شاملو اگر در شعرهای دیگرش می‌دود در این شعرها پرواز می‌کند. اگر شعرهای شاملو را به راهی آسفالت شده مانند کنیم این شعرها انگار بخش‌های مرمرپوش آن هستند: سرآغاز پاره‌ای از شعرها چنین است:‌

 

وارطان بهار خنده زد و ارغوان شکفت (مرگ نازلی).

در قفل در کلیدی چرخید(ساعت اعدام).

اشک رازی‌ست. لبخند رازی‌ست/ (عشق عمومی).

 روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد (افق روشن).

هرگز نبوده قلب‌ِ من این گونه گرم و سرخ (ماهی)

دهانت را می‌بویند نازنین (در این بن‌بست)

...

این شعرها به یک معنا سبک‌‌تر؛ ناب‌تر و شعرتر از شعرها دیگر شاملو هستند. این شعرها سبُک‌اند چرا که در آنها از زبان‌پردازی افراطی  خبری نیست؛ از واژه‌های مهجور خبری نیست؛ از تناوبِ اضافه‌‌های نابجا که سبب سنگین‌تر شدن شعر می‌شوند خبری نست و به اسم‌ها چندین صفت و عبارت بار نشده‌اند.

*

پیوند درونمایه و زبان و فرم شعر

میان روشنی زبان و درونمایه‌ی‌ شعر پیوندی تنگاتنگ است. هر اندازه موضوعی برای شاعر گرامی‌تر باشد شاعر روشن‌تر و پاک‌تر می‌سراید. درونمایه‌ی گرامی، شاعر را به ژرفا می‌برد؛ هر شعر راستین چون بارانی ناگهانی در ژرفای جان شاعر می‌بارد؛ و با چیدن رساترین و شایسته‌ترین واژه‌ها بستر خودش را می‌آفریند. شعری که شتاب دارد و در ژرفا جریان دارد بیشتر واژهایش را خودش برمی‌گزیند؛‌ این‌است که شایسته‌ترین واژه‌ها را برمی‌گزیند. علت طبیعی بودن بافت شعرهای بالا هم همین است.

 

سپتامبر، ۲۰۰۷