|
*سیلویا بیچ |
رضا
فرمند |
|
|
چند بار بالا
و پائین
رفتم؛ و به
کتابفروشی
قهوهای
سیلویا دست
کشیدم * امشب به یاد
سیلویا Sylvia
می نوشم؛ و جز گامهای
بزرگ او را در این
خیابان تنگ
نمی شنوم! * سیلویا، با
تنهاترین
واژهها
دوستی کرد؛ و به گرسنهترین
پرسشها تا
بخواهی کتاب
خوراند. هر اندیشهی
نویی را در
کتابفروشیاش
نواخت. و از
پُرسشهای
بزرگ،
پرستاری کرد. * سیلویا، سرمایهاش
را، پشتیبان
اولیسس Ulysses کرد کتابی که
جهان
انگلیسی به
آن پُشت کرده
بود * سیلویا،
زندگیاش را
چون فرشی
قرمز زیر پای واژههای
تازهی قرن
گشود. و دارائیاش
را پُشت و
پناهِ
نویسندگان
کرد. * امشب به یاد
سیلویا می
نوشم؛ و جز گامهای
بزرگ او را در این
خیابان تنگ
نمی شنوم! پاریس ۱۹
ژوئیه ۲۰۰۵ -------------------------------- *Sylvia
Beach (1887-1962) سیلویا
بیچ در
شکوفایی و
رشد ادبیات
سدهی بیستم
سهمی ارزنده
داشته است. او
در سال ۱۹۰۲
با خانوادهاش
از آمریکا به
پاریس کوچ
کرد. و در سال
۱۹۱۹ در
خیابان
اودئون پلاک
۱۲ 12 Rue de l’odeon
کتابفروشی «شکسپیر
و کامپانی» را
گشود.
کتابفرشی
سیلویا بیچ
بزودی پاتوق
غولهای
ادبی زمان به
ويژه
آمریکایی
های مهاجر در
پاریس شد.
سیلویا بیچ
به یاری
همکارش
آدرین مونییر
Adrienne
Monnier که
در همان
خیابان
کتابفرشی
داشت پروژههای
ادبی مشترکی
را پایهریزی
کرده و پیش می
بردند. سیلویا
در نهایت
خوشرویی با
نویسندگان
برخورد می
کرد و در هر
زمینه آنان
را یاری می
کرد: کارشان
را می خواند و
نظر می داد؛
به بهای
ناچیز
برایشان
کتاب قرض می
داد؛
برایشان حتی
تایپیست هم
دست و پا می
کرد. از
نویسندگان
پرآوازهای
که به
کتابفرشی
سیلویا رفت و
آمد داشتند
از جیمز
جویس،
الیوت،
همینگوی و پل
والری می
توان نام برد.
سیلویا بیچ
بود که برای
نخستین بار
شاهکار
جیمزجویس،
اولیسس را
منتشر کرد.
این کتاب در
آن زمان در
انگلستان و
آمریکا غیر
اخلاقی
قلمداد شده
بود، و چاپش،
شدنی نبود. می
گویند که چاپ
همین کتاب
بود که سبب
ورشکستگی سیلویا
بیچ شد.
کتابفروشی «شکسپیر
و کامپانی»
در سال ۱۹۴۱
برای همیشه
بسته شد.
|