خانه

شعر در پاریس

رضا فرمند

 


شعر با شولایی از واژه و ویسکی

از خیابان سربالایی لوپیک Lepic

با وان گوگ، بالا رفت، و خیس زمان خوابید.

*

شعر با شورشیان پاریسی فریاد زد

و سدها آجر از دژ باستیل جدا کرد

 

شعر، شاخابه‌ای از سن را به واژه‌هایش گشود؛

و قطره‌قطره از سرگذشت پاریس گذشت.

*

شعر، در هتل‌های با ستاره خوابید

در هتل‌های بی‌ ستاره خوابید

*

شعر با مولن‌روژ، قرمزقرمز چرخید

و سینه‌های هوس را سرافرازانه باز گذاشت

*

شعر در پیگال، با گام‌هایش سکوت کرد؛

برهنگی‌ها را با خون‌اش بوئید

و خنده‌های پرپر را لا به لای واژه‌های نرم‌اش گذاشت.

*

شعر، با چشم‌هایش در راه‌های هدایت نشست

و با خط قرمز چهار، چندین بار

سایه به سایه‌ی پُرسش‌هایش تا شامپیونه رفت

*

شعر، با سال‌های دیوانه، در کافه‌های مونپارناس نوشید؛

رنگ‌های‌ سرکش نقاشان را در آتلیه‌ها و موزه‌ها بوئید؛

و در جشن‌های شبانه تا پگاه سرخوش‌سرخوش رقصید.

*

شعر به هیچ کافه‌ای بی‌ زمان وارد نشد.

و روبروی پاریس

با چشم و گوش و هوش‌اش سکوت کرد

*

شعر با شولایی از واژه و ویسکی

از خیابان سربالاي لوپیک

با وان گوگ بالا رفت و خیس زمان خوابید.

 

پاریس ۲۹ دسامبر، ۲۰۰۵