خانه

سن ‌ژرمن

رضا فرمند

 


از کلیسای سن‌ژرمن، زود بیرون می‌آیم

از در و دیوارش، زمان سیاه می بارد

از کوی آپولینر، ناپلئون،

و از کوی تنگ و باستانی سِن Seine می‌گذرم

و سَبُک از زمان، در کافه‌ای می‌نشینم.

*

سن‌ژرمن را واژه‌ها شسته‌اند!

آزادی هر گوشه‌اش را پاک کرده‌است.

شادمانی‌‌اش بار داده‌است؛

و خنده‌هایش شکفته‌ ‌است.

 

۲

در فضای این کافه‌ها

هزاران واژه، با هم دوست شده‌اند؛

و به هر سوی جهان سفر کرده‌اند

در فضای این کافه‌ها، واژه‌ها

هر جور که می خواسته‌اند دست‌افشانده‌اند.

*

می گویند: روح هنری سن‌ژرمن مرده‌است:

اینجا دیگر سکه‌ها، جای واژه‌ها را گرفته‌اند؛

و دیوانگی دیگر جایی نمی یابد که بشیند؛

و به جای شاعران و هنرمندان

بازرگانان و جهانگردان کافه‌ها را پُر کرده‌اند.

 

از تراس این کافه

من زندگی را در سن‌ژرمن زیبا می بینم؛

و نگاه‌ام، چشم‌اندازی نیست که نبوسد

 

۳

در سالهای پس از جنگ،

در کلوپ‌های شبانه‌ی سن‌ژرمن

پاریس تا پگاهان، مستان‌مستان پای‌ می کوبید؛

و ترانه‌های کام‌انگیز ژولیت گرکو۲ coéJuliette Gr را

زمزمه می کرد

 

(روزی مرد بلند‌پایه‌ای‌‌ که ترانه‌های ژولیت را بد فهمیده بود

و گمان برده بود که اندام‌اش سِلف‌سرویس است

متلکی به او می گوید و دستی به سُرین‌اش می کشد

از خشم ژولیت، همان‌دم، پلنگی به روی مرد می جهد

و غُرّش‌اش در همه جای پاریس شنیده می شود.

فردای‌اش رونامه‌ها، مرد خام‌اندیش را

با پرسشهای درشت، در میان می‌گیرند؛

و مرد در شرم‌اش نهان می شود.)

*

در سالهای پس از جنگ

در کلوپ‌های شبانه‌ی سن‌ژرمن،

پاریس، زندگی را از میدان‌های جنگ

با کهربای‌ خوشگذرانی‌ها به خویش می‌کشید.

*

سن ژرمن را واژه‌ها شسته‌اند!

آزادی هر گوشه‌اش را پاک کرده است.

شادمانی‌اش بار داده است؛

و خنده‌هایش شکفته‌ ‌است!

 

پاریس ۱۸ ژوئیه ۲۰۰۵

-----------------------------

۱- Saint Germain

سن‌ژرمن، به ويژه در تاریخ مدرن پاریس، یکی از کانون‌های گرم هنری، فرهنگی و ادبی پاریس بوده است. کافه‌های بنام سن‌ژرمن Le Flore, Les Deux Magots, La Brasseie Lipp در طول جنگ‌ جهانگیر دوم و پس از آن همایشگاه فیلسوفان، نویسندگان، شاعران و هنرمندان بسیاری بوده‌است. سارتر و سیمون دو بوار، برای نمونه، هر روز چند ساعت را در یکی از همین کافه‌ها می گذراندند. پس از پایان جنگ، زندگی هنرمندانه، آزاد و کولی‌وار(Bohemian life)  در سن‌ژرمن گسترش چشمگیری یافت. در بارها و کاباره‌هایی چون Le Bar Vert و Le Tabou‌، پاریسی‌ها تا بامداد، می نوشیدند و می رقصیدند و به موسیقی جاز آمریکایی گوش می کردند.

 

۲- ژولیت کرکو Juliette Gréco (1927-)، هنرمند نامدار و آرمانگرای فرانسوی در همین سالها بالید. وی با اینکه در چندین فیلم بازی کرد کاری اصلی‌اش خوانندگی بود. ژولیت، صدایی هوس‌آمیز و گیرا داشت. در کار خوانندگی از یاری و راهنمايی سارتر برخوردار بود. شعر ترانه‌هایش، ادبی و پربار بود. برای نمونه، وی برخی از شعرهای ماندنی ژاک‌پره‌ور، را خوانده‌است. سارتر در باره‌ی صدایش گفته‌است: «میلیون‌ها شعر در صدایش می گنجد». چند سال پیش به پاس کوشش‌های آزادی‌خواهانه و هنری‌اش، گلی را به نام وی کردند.