|
کارتیه
لاتن |
رضا فرمند |
|
|
۱ هستهی
زندگی در
کارتیه
لاتن شکفتهاست؛ و
پوستهی
کلیسا به
اینسوی و
آنسوی سکوت
افتادهاست! زمان،
شنل سنگی
کلیسا را از
تناش در
آورده و به
سکوت آویختهاست. در
کارتیه
لاتن،
سیلاب
پُرسشها،
کلیسا را از
بنیان زندگی
برکنده و به
سویی افکندهاست! ۲ در
کارتیه
لاتن ،
کلیساها در
شولای گوتیکاشان
سنگ شدهاند و
به گونهای
که گفتنی
نیست
سرافکندهاند این
کلیساها از
بلندای
ایمان، واژهها
را می
پايیدند؛ و
پرسشهای
سرکش را به
شعله میافکندند. پانسد
سال را باید
ورق بزنی تا
بتوانی بوی
سوختهی
دانش را در
کوچه پس کوچههای
کارتیه
لاتن و
در میدان
موبرت Place Maubert بشنوی! ۳ کشیشانِ
سختکیش سدههای
سیاه آنتوان
Antoine ۲ را که
برداشتند،
پُرسشها
فوران کرد کشیشان
سختکیش سدههای
سیاه، آنتوان
ها را که
خاکستر
کردند آیندهاشان
بر باد رفت. ۴ رابرت
دو
سوربن
Robert de Sorbon ۳ برای
چند طلبهی
بینوا،آموزشگاهی
ساخت جایی
که در آن،
پرسشها
باید، برابر
ایمان، سکوت
می کردند. اما
واژهها که
گردآیند؛
سرود می شوند به
هر گوشهی
زندگی سر می
زنند؛ و
پنجرههای
پنهاناش را
باز می کنند. ۵ در
کارتیه
لاتن، زندگی
اکنون به همه
لبخند می زند: به
گردشگران؛
به
دانشمندان؛
به درختان؛ به
فوارهای که
روی خودش می
ریزد؛ و
حتی به
کشیشان؛ و
به رویاشان
نمی آورد که
ایمان را در
همین کوچه پس
کوچهها پُرسش
به پُرسش،
شکست داده
است. پاریس
دسامبر،
۲۰۰۴-۰۶ Antoine
Augereau -۲ ۳-
La
Sorbonne
|