|
پاریس
و گردشگردان |
رضا
فرمند |
|
|
در هر نمای
پاریس، شنا
میکنند گردشگران،
پاریس را چون
بستتنی میلیسند؛ و چون
شامپانی می
نوشند گردشگران
هریک به گونهای
با پاریس،
همبستر می
شوند. * در پاریس،
هوس، بیتابتر
میشود و عشق، چون
کودکی به هر سوی، می
دود و بازی میکند. * در
پاریس،
زمان،
دستِ
سَبُکاش را ناگهان به
شانهات می
گذارد؛ و یا از ورای
نماها، به
شادمانیات
دست تکان می
دهد. در پاریس، بوی خوش واژه
در کافهها و
خیابانها و
در باغها
شنیده میشود پاریس. اوت،
۲۰۰۴
|