|
کوی
مُفتارد |
رضا
فرمند |
|
|
۱ در
کوی دکارت،
از برابر
خانهی ورلن
می گذرم و
در کافهای
خود را به
استخر خنکِ
آبجو میاندازم روبرویام،
ساعتِ خفته،
۸/۵ شب را نشان
میدهد * ساعتِ
گوشهی
میدان زیر
صلیب عقربههایش
خفتهاست! ساعت
گوشهی
میدان می
تواند به وقت
پل ورلن
باشد؛ به
وقت
همینگوی؛ و
یا به وقت هر
توریست
ناشناس. * پاریس،
چقدر باید از
این کوی
تنگ
و باستانی
گذشته باشد! شادمانیاش
چقدر باید شبهای
این خانههای
کوچک را روشن
کرده باشد! و
هماغوشیاش،
چقدر باید سقف
اینخانهها
را به آسمان
را چسبانده
باشد. * به
کوی باستانی
مفتارد که می
نگرم هزاران
نفر در نگاهام
پَرپَر میشود! ۲ در
کوی باستانی
مُفتارد زندگی
اکنون، گرم
جشن خویشتن
است؛ و
دیگر به ساعت
نگاه نمی کند در
کوی باستانی
مُفتارد زندگی
اکنون، در
آبجوی خنک،
دوش میگیرد و
شادمانیاش
را در
شراب و
شامپانی به
اوج میبرد در
کوی باستانی
مُفتارد زندگی
اکنون، رویاش
را یک دم هم از
خندهها و
سخنها بر
نمیگرداند. پاریس
ژوئیه ۲۰۰۴-۲۰۰۶ --------------------------- *
La Rue
Muffetard کوی
مفتارد، یکی
از کویهای
کهن پاریس
است. این کوی،
در ادامهی
کوی دکارت
قرار دارد؛
جایی که مدتی
زیستگاه
پُل ورلن و
بعدها
همینگوی
بودهاست.
معماری
نخستین خانهها
و مغازههای
کوچک
مفتارد، دست
نخورده
بازماندهاست.
در این کوی،
کافهها،
رستورانها
و فروشگاههای
کوچک
فراوانی
یافت میشود.
کوی مفتارد،
جان ویژهای
دارد و از کویهای
پُرکشش و
دیدنی پاریس
است.
|