خانه

دوست من، سِن۱

 رضا فرمند

 


در بار خلوت کشتی

کناره‌ی پُل نو۲، میزم می‌لرزد

نگاهم را نمی‌توانم از موج‌های سِن بردارم

و آرام آرام از خود، دور می‌شوم.

*

گارسن کشتی

پُر از واژه‌های مهربانی‌ ست؛

و کناره‌ی هر آبجو، چند گلِ لبخند می‌گذارد.

او باید دوستِ صمیمی سن شده باشد!

*

آه... اینجا، چه آسوده به پشتی واژه تکیه داده‌ام!

و شعر، چه پُر هیجان

از نگاهم به سن می‌رود و بر می‌گردد.

*

انگار همین چند لحظه پیش بود که هدایت را

چندین پل پائین تر، در ساموا Samois

با واژه‌های کبودش، از آب، بیرون کشیدند

چند پل بالاتر، روی پل میرابو Mirabeau

آپولینر و نامزدش یکدیگر را می‌بوسند

***

آه ... رودِ جادوئی!

من، راهِ زیستن را نیک نیاموخته‌ام:

در دوست‌داشتن ها، هیچگاه، نتوانسته‌ام

چمدان‌های زندگی‌‌ام را به آسودگی بگشایم؛

و آرمان‌هایم را در تاقچه‌‌های مهربانی بچینم.

واژه‌های مرا به آبی هایت پیوند می‌زنی؟

دوست من،  یار من می‌شوی؟

و در کناره های ناز و گیرای‌ات

با من قرار می‌گذاری؟

***

در بار خلوت کشتی

کناره‌ی پُل نو، میزم می‌لرزد

نگاهم را نمی توانم از موج‌هایِ سِن بردارم

و آرام آرام از خود، دور می‌شوم.

 

پاریس ۳۱ دسامبر ۲۰۰۴

----------------------------

۱- La Seine

رودِ سن از فلات لانگرس Plateu du Langres  سرچشمه می‌گیرد و به دریای مانش Manche می‌ریزد. طول این رود ۷۷۶ کیلومتر است. رود سن نه تنها بخشی چشمگیر از آب مصرفی و صنعتی پاریس را تأمین می‌کند، نقشی یگانه نیز در جابجایی کالاهای بازرگانی دارد و از این رهگذر باری بزرگ از دوش ترافیک پاریس بر می‌دارد. سن، ارزش توریستی بزرگی نیز دارد. چندین کشتی گردشی، جهانگردان را به تماشای عمارت‌های تاریخی در کناره‌ی سن می‌برند.

 

۲- Le Pont Neuf 

پونت نوف{ پُل تازه} قدیمی ترین پُل پاریس است. سنگ‌ بنایش در سال ۱۵۷۸، در زمان هنری سوم Henri III گذاشته شده و در سال ۱۶۰۷، در زمان هنری چهارم Henri IV گشایش یافته‌است.