خانه

*غار اسکلت

رضا فرمند

 

   

در غار هولناک اسکلت

سکوتِ فشرده هوا را سخت کرده است؛

نفس، زود به سینه بر می‌گردد؛

و نگاه نمی‌اندیشد تا هول برش دارد.

 

در غار اسکلت

سکوت، سیاه است

و هراس، نمی‌بیند و دم نمی‌زند.

 

در غار اسکت

زمان، پوسیده است؛

و تاریکی در همه جا، نرم می جنبد!

*

من به چشم‌های هیچ جمجمه‌ای نگاه نکردم

و سخن‌های هیچ آرواره‌ی را نبوئیدم.

 

در کاتاکومب

هیچ واژه‌ای در هوا نبود

هیچ خواهشی در هوا نبود

و شراره‌ا‌ی از پیشیمانی در هیچ غرفه‌ای روشن نبود

 

در کاتاکومپ

مرگ، چشم‌هایش بزرگتر شده بود

ولی هیچ چیز نمی دید.

*

بیرون، پاریس در شتاب می تپید

و زندگی یک‌دم هم

به ریشه‌های خاکی‌اش نمی اندیشید.

 

پاریس ژوئیه ۲۰۰۵

----------------------------------------

Catacombes* Les

کاتاکومب که در شعر آن را غار اسکلت خوانده‌ام گورستانی زیرمینی است متشکل از یک رشته تونل پیچاپیچ و غرفه‌. آورده‌اند که مسیحیان نخستین در رُم، مرده‌هاشان را در کاتاکومب دفن می‌کردند. و اما تاریخ گورستان زیرمینی پاریس به پایانه‌های قرن هجدم برمی‌گردد. در این زمان است که در نتیجه‌ی پُر شدن گورستان‌ها به سبب ملاحظه‌های بهداشتی، اسکلت‌های گورستان‌های پاریس را پنهانی گرد آورده و به تونل‌های زیرزمینی پاریس می‌برند. اسکلتِ بخشی از کشته شدگان رویدادهای انقلاب بزرگ فرانسه هم در این تونل‌ها چیده شده است. در دیواره‌ی تونل‌ها و غرفه‌ها، آگاهی‌هایی در باره‌ی اسکلت‌ها، اینکه از کدام گورستان گردآوری شده‌اند و یا در کدام رویداد تاریخی کشته‌ شده‌اند، نوشته شده‌است.

تنها بخشی کوچک از این گورستان بزرگ و پیچاپیچ زیرزمینی به روی مردم باز است. اسکلت ۶ میلیون پاریسی در این گورستان زیرزمینی و هول‌آور به خاک سپرده شده است.