خانه

سُرین پُرآهوی زن

رضا فرمند   

 

۱

اندام زن، پُر از نواهای نرم؛

پُر از موسیقی گرم است

سینه‌هایش، لب‌هایش، گونه‌هایش، ران‌هایش

هر یک صدای خود را دارد؛

و سمفونی پُرکشش مادگی‌اش

درهمه‌ی راه‌های آینده شنیده می‌شود

من با شعرم هر سخن اندام زن را

به دقت‌ گوش می‌کنم!

 

2

سُرین پُرآهوی زن،

دُرُست به میان هَوس‌ام‌ می‌آید و نمی رود!

سُرین پُرموج زن،

دُرُست به میان هوش‌ام می‌آید و نمی‌رود!

سُرین پُرماه زن،

دُرُست به میان شعرم می‌آید و نمی رود!

 

۳

نان خانگی ایتالیايی،

چنان ترد و نازک و خوشبوست که من آن را

چون دستِ هوس‌انگیز زنی به دهان می‌برم

 

سوئد، ۲۰۰۶