خانه

جهان نباید زور بگوید!

رضا فرمند


جهان نباید زور بگوید؛ خدا نباید زور بگوید!

رستگاری را هیچ‌کسی نباید به من معنا کند

آبجویی که تابستانم را خنک می‌کند چرا ننوشم؟

*

من با یار خودم عشق می‌ورزم تو چه می‌گویی؟

هر کسی باید بتواتد در ایوانش آسوده بنشیند

*

من به تنهایی در رودخانه‌ی زندگی غلتانده می‌شوم؛

و به سنگ‌های ریز و دُرشت می‌خورم

خدا هم اگر هست باشد و اگر نیست نباشد

در واژه‌ها هیچ زوری نباید جا خوش کند

*

زندگی من کاروانسرای هیچ خدایی نیست

زندگی من کاروانسرای هیچ پادشاهی نیست

هیچ کس نباید آنجا بی‌اجازه‌ی من وارد شود

*

جهان نباید زور بگوید؛ خدا نباید زور بگوید!

رستگاری را هیچ‌کسی نباید به من معنا کند

آبجویی که تابستانم را خنک می‌کند چرا ننوشم؟

 

مه ۲۰۰۷