خانه

دست‌های خالی‌ام را

رضا فرمند

 

 

دست‌های خالی‌ام را به مرگ نشان می‌دهم

چنانکه بلیطی را به کاردار قطاری

و آهسته از کنارم رد می‌شود

*

به موسیقی آشنای قطار گوش می‌کنم

و چشمان‌‌ام پُر از شتاب منظره‌هاست.

*

حوصله که پُر شد هر پیشامدی روی می‌دهد

حوصله‌ را زود زود باید خالی کنی.

*

کمربندِ توانستن را نباید سفت ببندی

توانستن با نتوانستن همراه‌ ‌است

*

هرچه دوست‌تر داشته باشی

وحشی‌تر می‌شوی؛ رهاتر می‌شوی!

*

لحظه‌ها را نباید هُل داد می‌ایستند!

پُرسش‌ها را نباید هُل داد سخت می‌شوند!

*

دست‌های خالی‌ام را به مرگ نشان می‌دهم

چنانکه بلیطی را به کاردار قطاری

و آهسته از کنارم رد می‌شود

 

۱۷ آپریل ۲۰۰۷

 ----------------------------------------

کاردار.  مأمور کنترل بلیط

 

۱۱- ۱۲- ۲۰۱۰