خانه

نگینه های  شعر احسان طبری

 
 


رگهای ابدی سرنوشت

از میان ریگها و الماسها می گذرد

(از میان ریگها و الماسها)

*

فیروزه ها از ظلمت معدن می گریزند! (همان)

*

اعجاز، فرزند باور است

و مغناطیس خود را

از رگه‌ی تلاش ها بر می مکد

*

جنون قهرمانان، عین عقل زندگی باشد!

*

کارگاهِ آدمی‌ست این زمین...

بر این زمین، عبث مرو

بیافرین! بیافرین! (زمین)

*

چه هستی شگفتی‌ست آدمیزاد!
--------------------

برگرفته از:

از میان ریگها و الماس ها