خانه

نگینه‌های شعر علیرضا طبایی

 
 


این موریانه‌های مهاجم چه اشتهایی دارند!

(شاید گناه از عینک من باشد، وبلاگ شاعر)

*

این خاک، پاره‌ای ز بهشت است...

بر چهره‌اش، هنوز پس از سی‌قرن

جای پای خشکسالی و نقش دروغ و فقر

زشت است (همان)

*

دوستت می‌دارم!

آنقدر نارساست که حتی

گویای لحظه‌ی کوتاهی

از لحظه‌های خواستن من نیست!

(شهر هشتمین، همان)

*

دریادلان...! می‌خواهم

فرزندی از تبار شما باشم!

(با دودمان خونی پرواز، همان)

---------------------------

برگرفته از: وبلاگ شاعر