خانه

نگینه‌های شعر سارا سیامکی

 
 

 

راوی ریل است؛

و من اتفاقی خفته در شکم این قطار

( آغوش من کوه می‌زاید، مانی‌ها)

*

نرگس

جوانه‌ها از انگشتان‌ام سرزده‌اند

تا لحظاتی دیگر

سبزی تمام تن‌ام را می‌پوشاند (همان)

*

آغوش من کوه می‌زاید

دستم نمی‌رسد به شانه‌های طفلم؛ البرزی شده!

(آغوشم کوه می‌زاید، همان)

-------------------

از مجموعه‌ی شعر آغوش من کوه می‌زاید

برگرفته از: مانی‌ها