خانه

نگینه های شعر حسین شکربیگی

 
 

 

نیمی از صورتت را عاشقم (چاپ نخست: ۱۳۸۳)

 

باران دختر می دود

هی قشنگ‌تر می شود

قشنگ‌تر می شود (قشنگ‌تر می شود)

*

تمام این سالها

باران،

یک‌بند در من بیدار بوده است و من

بی‌چتر، دوستت‌داشته‌ام (تمام این سالها)

*

ما کلیدهایمان را

در قفل تاریکی انداختیم

چرخیدیم

چراغی باز شدیم (هم‌سایه)

*

آبی آن‌همه نیست که با آن

بتوان خوابی دید! (بعد)

*

مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن

می خواهم از این بحر بیرون بزنم

این همه شتر

چرا اینجا قطارند (ای ساربان آهسته ران)

*

آمده‌ام بمیرم در دستخطی از شما...

چند خط بیشتر که نیستم (از راوی)

------------------------------------

بر گرفته از:

نیمی از صورتت را عاشقم. کرج: فراگاه، ۱۳۸۳

کتابخانه الکترونیک قفسه