خانه

نگینه های شعر بهمن صالحی

 
 


من از مزارع سرد شمال می آیم...

من از صراحت خاموش رنج می آیم

(مردی از گیلان، باد سرد شمال)

*

من ازمزارع سبز شمال می آیم

من از اصالت اندیشه های ساده و پاک

من از غریزه‌ی معصوم قلب های جوان

من از طبیعت آزاد خویش می آیم (همان)

*

در شهرهای کوچک

یک عشق ساده

رسوایی بزرگ دو قلب است

(در شهرهای کوچک، افق سیاه‌تر)

---------------------

برگرفته از:

تاریخ تحلیلی شعر نو