خانه

نگینه های شعر طاهره صفارزاده

 
 

 

سپور صبح مرا دید

که گیسوان درهم و خیسم را

ز پلکان رود می آوردم

سپیده ناپیدا بود (سفر عاشقانه، ده شب)

*

رفتن به راه می پیوندد

ماندن به رکود (سفر عاشقانه، ده شب)

*

شکل نهفته‌ی گل، دانه است

شکل نهفته‌ی ترس، نیاز (سفر عاشقانه، ده شب)

*

من فضای گذر توپهای سنگین هستم.

(شیرها که با توپهای نقره بازی می کنند، هزار و یک شعر)

-------------------------

برگرفته از: ده شب

هزار و یک شعر