خانه

نگینه های شعر یداله رویایی

 
 

   
شعرهای دریائی (۱۳۴۰ تا ۱۳۴۴)

 

سکوت، دسته‌گلی بود

میان حنجره‌ی من

 

ترانه‌ی ساحل،

نسیم بوسه‌ی من بود و پلک باز تو بود. (۳)

*

با موج‌ها هجوم هجاها-

با سنگ ها- تکلف کف‌ها-

دریا، زبان دگر دارد (۱۴)

*

در جشن شادمانه‌ی دریا،

ای کاش آب بودم. (۱۹)

 

دلتنگی ها (۱۳۴۵ و ۱۳۴۶)

 

زیرا زبان آب

الفبای تازه‌ی اعماق را به من آموخت.

*

بر ارتفاع زخم

پرواز داشتم (۱۱)

 

از دوستت دارم (گزیده‌ی سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۷)

 

مرا به مادگی‌ات

                    دعوت کن (حالت)

 

لبریخته ها

 

                      شدنِ مادلن

 

با نبض آرمیده

مهمان محتضر

گذر از من کرد

خالی در پشتِ در، معبر شدم

و در میان دو سو ماندم. (لبریخته، ۱۱۲)

*

ما مقصد آب را نمی دانستيم

که آب

طولٍ زيبايش را به ما نداد. (لبریخته، ۱۵۱)

 

هفتاد سنگِ قبر

 

رویای ریخته

دره‌ی زیبا

مرگ. (هفتاد سنگِ قبر)

*

پس مرگ

چیزی دیگر بود! (همان)

*

اینجا

با هیچکسان

هیچ کسم. (همان)

*

این زمان از کجا می آید

که ما را پژمرده می کند؟ (همان)

*

نازکتر از نوری در چشم

لبخند بر لبانش

و صورتش قدح شیر (سنگ‌سینه‌ها، گوری بر مادر، همان)

*

مادر که می میرد

دیگر نمی میرد (همان)

*

وحشت تمام شد

دیگر نگاه

فضای بین دو پلک نیست

و واژه‌ای مرموز

خورده‌ست

فضای بین دو لب را. (همان)

---------------------------

بر گرفته از:

 

شعرهای دریائی. انتشارات مروارید، ۱۳۴۴

دلتنگی ها. انتشارات روزن، ۱۳۴۶

از دوستت دارم. انتشارات روزن، ۱۳۴۷

لبریخته ها.

هفتاد سنگِ قبر. انتشارات آژینه، گرگان، ۱۳۷۹