خانه

نگینه های شعر کمال رفعت صفايی

 
 

 

زیبایی دویدن

از زیبایی رسیدن، زیباتر است.

(افسانه‌ی آرامش، ش.م.م‌.ش)

*

از ما بودند؛

و مثل آب خوردن پرنده

زیبا بودند. (مثل آب خوردن پرنده، همان)

*
هر وقت گم شدی

با خود بگو
من راه و راهنما و  خانه‌ام( هر وقت گم شدی، ۱۲)
----------------------

من شاعرم

                درختم

اما از درختان دیگر

آنقدر دور نیستم که مقدس شوم

(در ماه کسی نیست، عصر نو)

*

نه!

در جنگل

هیچ درختی مقدس نمی شود (همان)

*

قدرت

یا مثل رویا و نان و خاک

به تساوی تقسیم می شود

و یا که غبار می شود

همین و

         بس! (همان)

*

کوشیدم تا اندکی از پدر هشیارتر شوم، نشد!

به تلاطم افتادم تا میراث من

آشفتگی های مادرم نباشد، نشد! ( از وبلاگ من و مهاجرت)

*

به این نتیجه‌ی غمناک رسیده‌ام

که نه من بر گردِ خورشید می چرخم و نه مادرم (مهارت غمناک، دوات)

*

گم شوید!

من اگر به بیابان بدل شوم

شهروند شما نخواهم شد (پیاده‌، دوات)

----------------------

برگرفته از:

شاعران مهاجر، مهاجران شاعر

عصر نو

وبلاگ مهاجرت

دوات