خانه

نگینه‌های شعر حسین پناهی

 
 


شک دارم به ترانه ای که

زندانی و زندانبان همزمان زمزمه میکنند

(سرگذشت کسی که هیچ‌کس نبود، سایت شاعر)

*

من زندگي را دوست دارم ولي
از زندگي دوباره مي ترسم!
دين را دوست دارم
ولي از کشيش مي ترسم (اعتراف، همان)

*

اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه

(چشم من و انجیر، همان)

*

رنج ما قویتر از مشروبه

(شب و نازی، من و تب، همان)

*

من باید برگردم تا به مادرم بگم

من بودم که اون شب، شیربرنج سحریتو خوردم (همان)

*

به خدا ایمان داری ؟؟؟؟؟؟ ...
خدا به من نزدیکه همین قدر که تو از من دوری (همان)

*

درك زيبايي، دركي زيباست! (همان)

*

تلخ تلخم مثل يك خارك سب
سردمه و مي دونم

هيچ زماني ديگه خرما نمي شم (نازی و مرد)

*

هیچ‌کس نمی‌تواند عشق را بنویسد (پروانه، قفسه)

*

من چقدر دلم می‌خواهد

همه‌ی داستان‌های پروانه‌ها را بدانم (همان)

*

فرصت دروغ هم برایم نمانده است! (همان)

*

کفش برگشت برامون کوچیکه!

(میخوام برگردم به کودکی، همان)

*

حالا دیگه وقتشه که جوجه‌ها را بشماریم

چی‌داریم! چی نداریم!(بارون، همان)

*

به بهشت نمی‌روم

اگر مادرم آنجا نباشد!

--------------------

برگرفته‌از: سایت شاعر،  قفسه

۲ اوت ۲۰۱۱