خانه

نگینه های شعر حافظ موسوی

 
 


بيا به خانه برگرديم
این‌ها بی‌رخ‌اند
گلوله‌هاشان مشقي نيست
چشم‌هاي معصوم تو، خواهركم
طاقت اين همه گاز اشك‌آور و
دشنام و دود را ندارد (برای خواهرکم ندا، وبلاگ شاعر)

*

به من گفته‌اند هیچ نگویم

نه از پرنده، نه از باد؛

و تنها به خیابان‌های سیاه و سفید فکر کنم

(به من گفته‌اند، آرش)

*
جانور درونم آرام شده است

تو با کدام زبان حرف می زنی؟

(زن، تاریکی، کلمات- حوصله)

*

پاهایت چون عشقه‌ای بلورین

به کمرگاهم پیچیده است

(خرده‌ریزه شعرها و خطره ها، جن و پری)

--------------------------------

برگرفته از:

سایت جن و پری و حوصله، آرش، وبلاگ شاعر