خانه

نگینه‌های شعر سارا محمدی اردهالی

 
 

 

سوت می‌کشد در سرم یک الله

به اکبر نمی‌رسد (اذان نیمه‌شب، پاگرد)

*

دلم زندگی می‌خواهد

یک ملاقات غیر قابل چاپ

(نمایشگاه کتاب،  پاگرد)

*

حال مرا می‌خواهی؟

از حوله‌ات بپرس که چگونه مرا در آغوش می‌گیرد؛

وقتی که نیستی!

(حال ساده، پاگرد)

*

اگر این شعر حرف نمی‌زند...

اگر این شعر درد دارد

اگر این شعر لنگ می‌زند
به او تجاوز شده

(این شعر، سایت شاعر)

*

هم‌اکنون فرداست! (رنگ‌ها نبوده‌اند)

*

گرسنه، زخمی و خسته، سمت من آمد

نان شدم و دستهای زمختش را نوازش کردم

گفت: تو روسپی هستی! (النگو)

*

با بچه ها حرف زدن

مثل با ستاره ها حرف زدن است (بگو حلزون)

*

تو از شعر می ترسی!

تو نثری،

با نقطه ها و ویرگولهای محکم و به موقع

ویرایش شده

رهایم کن! (فاصله)

*

مردانگی‌ات را در تاریکی ها جشن می گیرم!

*

از اینهمه...

بدنم را دوست دارم

آرامم می کند (بدن بودن)

*

عشق، عبور از مرزهاست! (همان)

-----------------------------

برگرفته از: وبلاگ شاعر پاگرد