خانه

نگینه‌های شعر وریا مظهر- و.م آیرو

 
 


رفتار جهان با خودش کار دستی نیست
!

(شعر ۲۸، داد نزن در آینه کسی نیست)

*
آن روز، هرچه کردم

نتوانستم به دختر شانزده‌ساله‌ای که دوست داشتم

بگویم: دوست‌ات دارم...

وقت برگشتن

درختان با شاخه‌های دراز زشت‌اشان به من بیلاخ دادند

من فقط پانزده سالم بود.

(درختان حاشیه‌ی خیابان پانزده‌سالگی، جن و پری)

*

(برای کلارا که یک روز شکل خدا را از من پرسید)

 

پدرت در بچگی دخترم خدا را تکه‌ابری سفید می‌دید

بعدها وقتی بزرگ‌تر شد

جز ابر وُ ابر وُ ابر چیزی ندید

---------------------------------------

برگفته‌از: داد نزن در آینه کسی نیست،

جن و پری