خانه

نگینه‌های شعر داوود ملک‌زاده

 
 


دیبلم شعر از دکترای ادبیات بهتر است!

(مدرک، تهران برای شعر شدن شهر کوچکی‌ست)

*

اینجا سر گردنه است

و تونل‌هایی که ورود ممنوع دارند-

سوزن‌بان می‌گفت:

قطارهای زیادی از پشتِ گردنه‌ها و تپه‌ها می‌گذرند

و ما بی‌خبریم (تونل‌های بن‌بست، همان)

*

برای همسایه‌ی آپارتمان‌نشین دلم می‌سوزد

که صدای بلبل را در زنگ موبایل می‌شنود

خوش به حالم که مادرم جنگل را

در باغچه کاشته است (دزدانه، همان)

*

مثل نکته‌ای ظریف و ملموس

جاهای خالی‌ام را پُر می‌کنی

وقتی می‌گویم: دوستت دارم یعنی همیشه

حتی ساعت‌های غیراداری، و روزها تعطیل (اقرار، همان)

-----------

برگرفته‌از: آتی‌بان