خانه

نگینه‌های شعر مریم هوله

 
 

 

در کوچه های آتن (چاپ نخست، ۱۳۷۹)

 

دوستانم را معده هاشان بلعیدند (مثلثی در راه)

*

سفرهای من برای همیشه راه می روند (حوریه)

*

حالا ۲۱ سال در من زندانی است (اقیانوس آرام)

 

باجه‌ی نفرین (چاپ نخست، ۲۰۰۱)

 

ملخ های بزرگ نمی گذارند بیشتر از رکورد بپرم.

(نیچه با لباس کردی)

*

چه کسی می تواند جرثقیلی از باد بیاورد

و مرا با آسمانی که قلمدوش گرفته‌ام سوار کند؟ (صندلی فیزیک)

*

می گویند زیر چادر این زن ها

بچه ها و رستوران ها راه می روند. (سنگسار)

*

می خواهم خطوطی رو به افق رسم کنم

و بگویم تا هرجا میخواهید ادامه‌اشان دهید (زبان ادامه)

*

بگذار رهایم کنند

از من پیشی نمی گیرند

چرا که من جهان را رها کرده‌ام (گوشه)

 

کمپانی دوزخ (۲۰۰۳)

 

خوشبختی های من از روزی که نشستند اشتباهی   

در اتوموبیل لاغر و مونث من

در بیابان گیر کرده‌اند (مانی‌ها)

*

شستشوی مغزی شده این باتوم!

*

کافر که می شوی   

تازه چشمت باز می شود که اصلا مرطوب نبوده‌ای

*

به جای لیسیدن پاها    می توانی روی پاها زندگی کنی

*

از لحظه‌ای که بخواهی آینه باشی    خود را تکثیر کرده‌ای

*

من از مدرنیزاسیون گذشته‌ام

اما اسیدش زیاد بود

پاکِ پاک شده‌ام

حالا خنده های من جلوتر است    تا بهت دسته‌جمعی شما

که از تیمارستان و هیتلر و نوانخانه بدتان می آید. (همان)

*

مرگ     برگشتن به بی قاعدگی کهکشان است. (همان)

----------------------------------------

می‌خواهم همیشه عصبانی باشم تا مرگ احساسم نکند

عصبانی...عصبانی

آن‌وقت توی هر کلیدی که بخواهی می‌چرخی (جزام معاصر، مانی‌ها)

*

تو خودت را خوردی که مسموم شدی (همان)

*

من واکسن مرض‌های خودم هستم (همان)

*

از خودم نمی زنم بیرون، جا نمی زنم! (ستاره‌ی شش‌گوش، مانی‌ها)

*

خورشید در خاورمیانه از پشتم افتاد! (چاره‌ی راه‌ها، همان)

*

دیدی چطور بزرگ شدی روسری؟

دیدی جهان را بوی گندت برداشت! (حسادت‌ها روشنفکرند، همان)

*

مرا از این برهنه‌تر نمی کنند چشمهایی که به من دوخته‌اند!

(عفریته‌ی هنر، همان)

*

ناکس! از وسطم برو کنار! (روح، همان)

*

تقدس فضولات (دَدَه خطرناکه، همان)

*

می خواهم خیال کنم جهان به همان بزرگیست که ندیده‌ام (مانع، همان)

*

پروردگارا    چند لحظه کیفم را بگیر

تا من کفشهایم را ببندم (مرده های طبقه‌ی پائین)

*

در پاره شدن است که بادبان   دچار عبور می شود (اهلی راه راه، همان)

*

پرهای جهان    توی بالشم

پیشانی خواب های داغ‌ام هنوز! (کمی بعد از عصر یخ، سپیدار)

خواب چسبناک پروانه در تبعید:

تجربه‌ها بزرگ می‌شوند!

*

تکه‌پاره‌های مرا جمع نکن،

بگذار حواسم به همه‌ی جنایت‌ها باشد!

*

من رودم!

با صدایم همه جایم می لولم!

*

رفتن نیست که راه می کشد عزیز من

دررفتن است!

*

کسی که دستِ ما را چید، ندید که چشمامون دوید

*

عنکبوتِ صداها به همه چیز می چسبد!

*

قاتلا و دینا و بنگی‌منگی‌ها یبوستای ابدند!

*

زهرست که دارد نفس می کشد

زرد است که دارد قرمز را می کشد!

*

رنگ‌هایم را به من برگردانید

من تفاوت‌هایم را می‌خواهم

بدختی‌ها و شناسنامه‌‌ام را

*

آدم‌ها، زیر دین، فقط می‌زایند

پیش رفتنی در کار نیست!

*

برمی‌گردم روزی با جوانی‌ام که بین همه تقسیم‌اش کنم!

*

سرانجامِ صدا‌ها از لای ران‌ها منفجر می‌شود!

*

من کاملن مریض هستم

خوشحالم که هنوز چیزی هستم!

*

عقده‌ی توجه دارد مبارزِ توده‌ها

لااقل شما کمی به من دقت کنید!

*

راه، از میان کابوس‌ها می‌گذرد

                 - چرا بیدار شوم؟

*

بشدت راستگوست خونی که در رگهای منست!

*

شما به آینه‌هاتان گیر نکرده‌اید!

*

آنقدر عقده‌ای بوده‌ام که در همه‌ جایم دست در آورده‌ام

در نگاهم دست برده‌ام!

در دویدنم دست برده‌ام!...

همه‌ جایم دست در آورده‌ام، اما تنهایم!

----------------------------------

در کوچه های آتن. نشر کسرای، ۱۳۷۹

باجه‌ی نفرین. نشر باران، ۲۰۰۱

کمپانی دوزخ. ۲۰۰۳

خواب چسبناک پروانه در تبعید

---------------------------

شعر ها از نشریه‌ی الکترونیک مانی‌ها و دوات

برگرفته شده است.