خانه

نگینه های شعر حسن هنرمندی

 
 

 

سخنی از لب تو

ساده بود اما من

به هزاران هوس آمیختمش (لاله‌زار)

*

وین آتشی که در دل ما شعله می کشد

فردا خموش و سرد

خاکستریست در کفت هر باد ناشناس (بیهودگی)

*

ساق دلکش تو آهوی دلیر من (رقص)

*

یک لحظه جامه های تو همچون شکوفه ریخت

اندام دلفریب تو چون غنچه‌ای شکفت

وان زیرپوش نرم سیه‌رنگ شب‌نشان

در خود هزار صبح دلاویز می نهفت (رقص)

*

در لا به لای پیکر نرم تو می خزید

ای بس نیاز خسته که از من رمیده بود

بر شرمگاه نرم تو، تن‌پوشی از حریر

چون برگِ گل به سبزه نرم آرمیده بود (رقص)

*

اینان که تند می گذرند از کنار من

شبها درون بستر آرام کیستند

لبهای پُر ز بوسه کجا می شود تهی

اینان که می رمند ز ما رام کیستند؟

(اینا که تند می گذرند...)

*

رقص سرینش چنان دو قوی شناور

با هوس من بکار شوخی و بازی (پیکر)

*

وسوسه‌ی قرنها نیاز و عطش بود

در تن تبدار مرد خسته‌ی خاموش

پیکر سیراب دختر از هوس آزاد

فارغ از اندوه عشق و حسرت آغوش (گناه)

-------------------------------------------

 

بر گرفته از برگزیده‌ی شعرهای دکتر حسن هنرمندی.

چشم انداز شعر امروز