خانه

نگینه های شعر فاطمه حق‌وردیان

 
 

 

هوا را از من بگیر

سیگارم را نه!

درد، انتظار، سیگار

همه را یکجا می کشم. (زندگی سگی، قابیل)

*

نه نمی توانم از تو بگذرم

از این دیوار لعنتی

که سرتاسر شانه‌هایت کشیده‌ای (همان)

*

شعر، مازوخیسم جنسی دارد

هرچه بر سرش بیاوری

بر می گردد و لبخند شهوانی می زند (همان)

*

یک آسمان درد می کشم

کهکشانی می زایم

تا با نگاهت رصد کنی (برکه‌ مهتاب)

*

فرصت بده

تنها با لیوانی از این برکه

به عمقش دست نخواهی یافت (همان)

*

تنم را به قدم هایت می سپارم (همان)

------------------------

داغی و هرچه خون در من است،

بخار می شود

(نیمه های بریده‌ی یک کابوس، سایت صحنه‌ها)

-----------------------

برگرفته از:

نشریه‌ی الکترونیکِ قابیل، صحنه‌ها