خانه

نگینه‌های شعر ناهید عرجونی

 
 

 

مگر چند بار دیگر می‌توانیم

صداهایمان را به خیابان بیاوریم

صورت‌هایمان را برگردانیم از دوربین‌هایی که مال ما نیستند؛

و از خون‌هایمان که فواره می‌زند عکس بگیریم!

(؟، نشریه شعر تخصصی زن)

*

هر روز مرده‌ای از ما گم می‌شود

مرده‌ای از ما زهر می‌خورد

و مرده‌ای از ما می‌ترسد که گم بشود (همان)

*

داشتم مندلیف را حفظ می‌کردم که سرب

همکلاسی‌ام را

از دوچرخه به جدول کشاند (وبلاگ شاعر)

*

توفان هم که باشی زن‌ات می‌شوم!

(موهایت را به هم ریخته بود باد، همان)

*

تو هنوز آنقدر جوانی که مرگ،

مطمئن نیست درست آمده باشد

و هنوز آنقدر زنده که برایت پیراهنی تازه خریده‌ام!

(لبخند بزن عزیزم، همان)

*

پیش خودم فکر می‌کردم

حتمأ توی کله‌ی خانم مدیر گچ ریخته‌اند که می‌‌گوید:

جنگ غنیمت است؛

و موهای ما به دشمن کمک می‌کند

(من ریشه‌هایم جایی پیش تو بود، همان)

----------------------------------------

برگرفته‌ از: نشریه تخصصی شعر زن،

کتاب شعر، وبلاگ شاعر (ژوانا)

 

۲۸ اوت ۲۰۱۱