خانه

نگینه های شعر فاروق امیری

 
 


سیب نیوتون، سواد ندارد

(قصارات، سالنامه‌ی بیست و یک)

*

ما خورشید وحشتناکی هستیم

و نزدیکتر از آنیم که رصد شویم (نوبت، همان)

*

در تو رنگی تازه دیده بودم

از رنگین‌کمان سیاره‌ای ناشناخته‌

پس از تو رنگ گرفتم و ندانستم

که تو بی‌رنگ می شوی (قلب افتاده، همان)

*

زمان، بی نظمی فزاینده است (انتروپی، همان)

---------------------------------

برگرفته‌از:

سالنامه‌ی بیست و یک. نشر رویا، سوئد ۱۳۷۳