خانه

نگینه های شعر آسیه امینی

 
 


چشمم را می گیرند عروسکهای پشتِ ویترین

من اما چشم کسی را نگرفته‌ام هنوز (وارش)

*

من گرسنه‌ترم به شعر

تا نوشتن از گزارش یک اعدام ( فعل ساده‌ی معلوم،‌ همان)

*

آنکه به جستجوی آزادی‌ست

می ایستد؛ چند قدم راه می رود؛

نشسته می ایستد؛ چند قدم راه می رود

نشسته می ایستد؛ چند قدم راه می رود

نشسته می ایستد؛ چند قدم راه می رود

نشسته می ایستد؛ چند قدم راه می رود

نشسته می ایستند...

 

حتی تو هم خسته شدی از این شعر

چه به رسد به او که نشسته می ایستد. (وارش)

*

چشمانت را با تیتر درشت و سیاه می نویسم...

گونه هایت را با ترام برجسته می می کنم

می بوسمت بی‌ آنکه لبانت را سانسور کنم (؟، وازنا)

*

می رویم

تو پروانه می شوی

من اعدام

---------------------------------

برگرفته از وبلاگ شاعر وارش