خانه

نگینه های شعر احمد رضا احمدی

 
 

   
عشق ما تعارف پنیر بود (از طلا در مس)

*

یک ثانیه فرصت است

که بدویم و در انتهای میدان

دستهای تابستانیمان را

به چهره‌ی خورشید بزنیم

فقط یک ثانیه فرصت است (همان)

*

در فرهنگ لغت کلمه تشنه را حذف کنیم.

(هزار پله به دریا مانده است، از شعر ۱۸)

*

عکس مادرم روی دیوار

محو می شود

مادرم در بیمارستان است (ضمیر شما ۲۲، همان)

*

آه! آه!

دستم را آزاد بگذارید

تا آسمان را پاک کنم (هفته‌نامه شعر خوشه)

*

و سکوت چون فرفره‌ی کوچکی می چرخید

(تاریخ تحلیلی شعر نو)

*

من فقط سفیدی اسب را گریستم (عنوان کتاب)

*

دخیل ها فرو می ریزد

(مرگ در روزهای عاشقانه،)

*

مرا بکارید

من اکنون بذری درستکار گشته‌ام...

از انگشتانم برای کودکان مداد رنگی بسازید

(اگر دانه بمیرد، روزنامه‌ی شیشه‌ای)

*

و تاریخ، جنگِ راه‌هاست (پیامبران، همان)

--------------------------------------------

برگرفته از:

هزار پله به دریا مانده است. نشر نقره، ۱۳۶۴

طلا در مس. تاریخ تحلیلی شعر نو