خانه

ندا پادزهر دروغ است ( ۱۰۱ شعر کوتاه)

رضا فرمند

 

۱

در شب بلندِ دروغ، ستاره‌ای سپید شده‌ای ندا!

 

۲

در روی سپید‌ت

پنجره‌ای در خون غرق می‌شود

در روی سپیدت

پنجره‌ای به فردا باز مانده است

 

۳

خون‌ات از بی‌گناهی سفیدتر است

 

۴

پس از مرگ‌ات، روی هر فریادی

پرنده‌ای سفید می‌نشیند

 

۵

خون‌ات، همه، سمت و سوست

خون‌ات، همه، نشانه است

خون‌ات، همه، راه است

 

۶

خون‌ات پُر از شتاب سفید است

خون‌ات پُر از ندای سفید است

 

۷

خون‌ات پُر از انرژی سفید آینده است

 

۸

خون‌ات دمیدن پُرسش‌هاست

خون‌ات شکفتن پاسخ‌هاست

 

۹

خون‌ات چه پرهایی به فریاد‌ها داده است!

 

۱۰

خون‌ات نام دیو و دد مؤمن را

با خط روشن قرمز به همه نشان داد

خون‌ات نشانی دروغ را با خط  روشن قرمز

در وجدان جهان نوشت.

 

۱۱

خون‌ات جبهه‌ی بزرگ بی‌گناهی شده‌ست

همه‌ی پاکی‌ها به آن پیوسته‌اند

 

۱۲

اکنون چنان عزیز شده‌ای که دروغ به دروغ می‌گوید:

باید حقیقت خون ندا روشن شود!

 

۱۳

پرچم خون‌ات سبز و سرخ و سفید نیست

پرچم خون‌ات به رنگِ سرافرازی، به رنگ رهایی‌ست!

***

۱۴

آزادی چه زود در خون‌ات سبز می‌شود

آزادی چه زود در خون‌ات گل می‌کند

 

۱۵

روی‌ات معنای آزادی را سفید کرده است

 

۱۶

خون‌ات از سایت‌ها، پلاکاردها و فریاد‌ها می‌چکد

و آزادی را به هزار زبان می‌نویسد.

 

۱۷

خون‌ات سپیدراهِ بزرگ آزادی شده‌ست!

 

۱۸

خون‌ات چه معنایی به آزادی داده است!

 

۱۹

خون‌ات بال‌های آزادی را باز کرده است

 

۲۰

خون‌ات هوا و آزادی را یکی کرده است

 

۲۱

خون‌ات آزادی را به اوج واژه‌ها برده است

 

۲۲

خون ندا را بنویسم.

بی‌گناهی تمام نمی‌شود

 

۲۳

آزادی از بی‌گناهی‌ات هرچه خواست می‌آفریند

گاه‌، آهنگی می‌سازد؛ گاه، تابلویی و گاه شعری.

 

۲۴

با بال‌های سفید خون‌ات

آزادی بلندتر و زیباتر پرواز می‌کند

 

۲۵

خون‌ات آزادی را می‌دواند

خون‌ات سپیدی را می‌گستراند.

 

۲۶

آزادی، گل سفید خون‌ات را همه جا می‌کارد

 

۲۷

آزادی، ندای سفید نام‌ات را همه جا پخش می‌کند

 

۲۸

خون‌ات پُر از درخت سپید است

خون‌ات پُر از عقاب سفید است

 

۲۹

بی‌گناهی‌ات ما را در سپیدی‌ها متحد کرده‌ست

 

۳۰

دور چشم ندا گرد آییم

روزگارمان را سپیدتر کنیم

 

۳۱

سپیدی‌ات پُر از راه‌های فرداست

سپیدی‌ات پُر از هوش آینده است

***

۳۲

توفان‌های خون ندا را بگشاییم

آذرخش خون ندا را

در تاریکی‌های دروغ پخش کنیم

 

۳۳

دروغ سیاه‌روی

از سپیدی خون ندا شکست می‌خورد

 

۳۴

ندا روز به روز سپیدتر می‌شود

و دروغ روز به روز سیاه‌تر

 

۳۵

دروغ چون حشره‌ای سیاه

در سپیدی بیکران ندا سرگردان شده است

 

۳۶

چشم ندا سپیدترین گل بی‌گناهی‌ست!

 

۳۷

ندا، سپیده‌ای نیست که دروغ بتواند سیاه‌اش کند

ندا شکوفه‌ای نیست که به ضرب چماقی پَرپَر شود

ندا حقیقتی نیست که زود بخشکد؛ تمام شود!

 

۳۸

ندا، پادزهر دروغ است

 

۳۹

هیچ واژه‌‌ای زیبا کنار دروغ نمی‌ماند

 

۴۰

دروغ هی‌ می‌گوید که خودش نیست!

 

۴۱

در برابر حقیقت خون ندا

دروغ، دمبدم خود را پشت‌ِ دروغی تازه نهان می‌کند

 

۴۲

پس نماز دروغ شما کی‌ تمام می‌شود؟

 

۴۳

دروغ هرچه می‌کند نمی‌تواند

روی‌اش را کمی سفید کند

دروغ هرچه می‌کند نمی‌تواند

به گوهر بی‌گناهی‌ات دستبرد زند

 

۴۴

دروغ هر چه می‌کند

نمی‌تواند از سپیدی‌ات نقابی بسازد

 

۴۵

خون‌ات نمی‌گذارد که دروغ، معنایش را دگرگون کند

خون‌ات دروغ را در رفتار و گفتارش سیاه می‌کند

 

۴۶

اکنون دیگر دروغ، خودِ خروس شده است!

 

۴۷

اسطوره‌های خون ندا یاوه‌های دروغ را

در همه‌ی جبهه‌ها شکست می‌دهد!

 

۴۸

خون ندا

چهره‌ی مؤمن دروغ را به همه نشان داد

 

۴۹

ندا سیاهی دروغ را با سپیدی‌هایش برجسته کرد

دروغ پیش روی ندا سدها بار روسیاه‌تر است!

 

۵۰

دروغ به ندا می‌گوید: آن دختر

و به خود می‌گوید نماینده‌ی خدا

دروغ نماز دروغ

از خود بی‌شرمی‌ هم پُرمایه‌تر است!

 

۵۱

دروغ می‌گوید: خودتان ندا کشته‌اید

خودتان به خودتان شلیک می‌کنید

و ما همه‌اش تلاش می‌کنیم

که شما خودتان خودتان را نکشید

 

۵۲

توفان‌های پرسش و خشم

شعله‌های خون ندا را همه‌‌جا پخش می‌شود

خون ندا، دروغ را خاکستر خواهد کرد!

***

۵۳

واژه‌ها، رنگ‌ها و نُت‌ها را بازتر کنیم

خون ندا شتاب می‌گیرد

 

۵۴

خون ندا در زیباترین واژه‌ها رسیده است

خون ندا در گرم‌ترین واژه‌ها رسیده است

خوشه‌های خون ندا را دریابیم.

 

۵۵

خون ندا طلسم دیو و دد ایمان را شکست

خون ندا طلسم دروغ مؤمن را شکست

 

۵۶

خون ندا را به آسمان بپاشیم

ستاره‌ها را سپید کنیم

 

۵۷

با شتاب‌های خون ندا همگام شویم

با بال‌های خون ندا اوج بگیریم.

 

۵۸

پاکی‌های خون ندا را بیاموزیم

با اسطوره‌های خون ندا توانا شویم

 

۵۹

خون ندا را به واژه‌ها بپاشیم

آزادی را برویانیم

خون ندا را به پاکی‌ها بپاشیم

سپیدی‌ها را بشکوفانیم

 

۶۰

خون ندا پاکی‌های جهان را به جبهه‌ی ما آورد

 

۶۱

سیلاب سفیدِ خون ندا را دیگر

با بستن تلفن‌ها، اس‌ام‌اس‌ها و سایت‌ها نمی‌توان بند آورد

 

۶۲

خون ندا چنان حماسه‌ای از بی‌گناهی در وجدان جهان نوشت

که هیچ‌ دروغی نمی‌تواند پاک‌اش کند

 

۶۳

پرنده‌های خون ندا آسمان ایران را سپید کرده‌اند

 

۶۴

هزاران عقاب سفید از پیکر خونی ندا برمی‌خیزند!

 

۶۵

معنای سپید خون‌ات در واژه‌ها شکفته است

 

۶۶

ریشه‌های خون‌ات را مردم با جانفشانی‌ها آب می‌دهند

 

۶۷

با خون‌ات همه جای جنبش روشن شده است

 

۶۸

هر کس خون‌ات را می‌خواند سپید می‌شود

هر کس خون‌ات را می‌خواند دلیر می‌شود

 

۶۹

گل عظیم خون‌ات در وجدان جهان شکفته‌ست!

 

۷۰

خون‌ات پُر از زندگی‌ست

خون‌ات پُر از مادر و کودک و آینده است

 

۷۱

خون‌ات چنان با روشنی در آمیخته است

که دروغ، ماسک سفید می‌پوشد

 

۷۲

خون‌ات چنان سپید شده است که دروغ

از معنای خود می‌گریزد

 

۷۳

ما هر کجا باشیم

با ستاره‌ی سفید خون تو

زود همدیگر را پیدا می‌کنیم

 

۷۴

خون تو از واژه‌ها رساتر است

خون تو از فریاد ها رساتر است

خون تو پُر از شهرزاد دلخون است

 

۷۵

خون‌ات پُر از آذرخش سفید است

خون‌ات پُر از عقاب سفید است

 

۷۶

چشم ندا

پنجره‌های فردا را به روی آزادی باز کرده است

 

۷۷

بزرگترین دژ‌ها با کلیدی باز می‌شوند

بزرگترین راز‌ها با واژه‌ای گشوده می‌شوند

بزرگترین عمارت‌ها با فشار تکمه‌ای فرو می‌ریزند

خون ندا کوه‌های ستم را از راه‌های آینده برداشت.

 

۷۸

وجدان جهان، مشعل بزرگ خون ندا

در بلندی‌هایش پاس می‌دارد

 

۷۹

مشعل‌های خون ندا را در گذرگاه‌های آزادی برافروزیم

 

۸۰

با خون پاک ندا

آزادی هر چه خواست می‌نویسد

 

۸۱

چه کسی می‌تواند جهانی بدهد

و هستی ندا را بازآفرینی کند؟

 

۸۲

خون ندا را به واژه‌ها باز کرده‌ام

پاک می‌شوم؛ سفید می‌شوم

 

۸۳

ندا جهانی را در خون‌اش گرد آورد

ندا جهانی را در خون‌اش گریاند

 

۸۴

در السینور

در میان مردمی که مستِ تابستان‌اند

خون ندا را به واژه‌هایم باز کرده‌ام

 

۸۵

سیلاب خون ندا

از شمال و جنوبِ خشم و فریاد

و از شرق و غرب تحقیر

به سوی دروغ روان شده است

 

۸۶

نگذاریم خون ندا در واژه‌ها بخشکد

نگذاریم خون ندا در فریاد‌ها بخشکد

 

۸۷

با آتش خون ندا روی تاریکی شعار بنویسیم!

 

۸۹

شعله‌های خون ندا را در خرمن‌های خرافه‌ بچرخانیم

 

۹۰

آنان دروغ‌شان را در کوی و برزن‌ها فریاد می‌زنند

ما چرا حقیقت‌ِ خون ندا را به اوج واژه‌ها نبریم

 

۹۱

آنان دروغ‌شان را مقدس کرده‌اند

ما چرا حقیقت خون ندا را بزرگ نداریم!

***

۹۲

کهربای خون ندا

پاکی‌های جهان را به خویش می‌کشد

کهربای خون ندا

شتاب‌های جهان را به خویش می‌کشد

 

۹۳

خون ندا

زیباترین واژه‌های جهان را به یاری ما خوانده است

 

۹۴

شهرزاد خون ندا

سرگذشت ما را به وجدان جهان گفت!

 

۹۵

زور، دل و هوش دروغ است

خون تو

دل و هوش دروغ را به همه نشان داد

 

۹۶

دروغ، هوش کبکی‌اش را زیر خون کرده

و گمان می‌کند که گندش را کسی نمی‌بیند.

 

۹۷

روی سیاه دروغ به دستِ مردم افتاده است!

 

۹۸

سپیدی خون‌ات دروغ را در هر رنگی شکست می‌دهد

 

۹۹

خون‌ات، عروس آینده است؛

با دامنی سفید و بلند که در سکوت گسترده است

 

۱۰۰

خون‌‌ات پُر از مروارید آزادی‌ست!

 

۱۰۱

خون‌ات، همه، آفتاب سفید است!

-----------------------------

۸ ژوئيه ۲۰۰۹

۱۷ ژوئیه ۲۰۰۹