خانه

سرانجام تلخ کیمیا خاتون

رضا فرمند

 


کیمیا خاتون، عروس نوجوان شمس، در روزهای پایانی زمستان سال ۶۴۵ق/ ۱۲۴۸مرد. کیمیا باید بر اثر ضرب و شتم و خشونت شمس مرده باشد. کیمیا، حق بیرون رفتن از اتاقش را نداشت. همیشه باید آماده به خدمت شمس آنجا می‌ماند. شب و روز در خانه بود. یکبار زنان حرم مولانا دلشان به حال او می‌سوزد و برای اینکه او هوایی بخورد او را با خودشان به باغ‌های «مرام» می‌برند. شمس هنگامیکه از موضوع آگاه می‌شود بی‌اندازه خشمگین می‌شود و با داد و فریاد، کیمیا را طلب می‌کند. کیمیا سه روز پس از بازگشت به خانه می‌میرد. این رویداد را احمد افلاکی در مناقلب‌العارفین چنین نوشته است:

 

«همچنان منقولست که منکوحه‌ء مولانا شمس‌الدین کیمیا خاتون زنی بود جمیله و عفیفه؛ مگر روزی بی‌اجازت او، زنان او را مصحوبِ جدّهء سلطان ولد برسم تفرج بباغش بردند، از ناگاه مولانا شمس‌الدین بخانه آمده مذکوره را طلب داشت؛ گفتند که جدّهء سلطان ولد با خواتین او را بتفرج بردند، عظیم تولید و بغایت رنجش نمود؛ چون کیمیا خاتون بخانه آمد فی‌الحال دردِ گردن گرفته همچون چوبِ خشک بی‌حرکت شد، فریاد‌کنان بعد از سه روز نقل کرد{مُرد}؛ همچنان چون هفتم او بگذشت باز بسوی دمشق روانه شد در ماه شعبان سنه اربع و اربعین و ستمائه»

(۴۳/۴) (جلد ۲ ص. ۶۴۱ و ۶۴۲)

 

از نوشته‌ی بالا روشن می‌شود که کیمیا از نظر جسمی شدیدن آسیب دیده بوده است؛ طوریکه گردنش را نمی‌توانسته حرکت دهد و از درد، فریاد می‌کشیده است. البته نویسنده‌ی «مناقب العارفین‌» می‌خواهد درد و مرگ او را به «کرامات» شمس نسبت دهد که بدون اجازه‌ی او بیرون رفته بوده است.

*

شمس خودش اشاره‌ای به ضرب و شتم کیمیا دارد که در «مقالات شمس» آمده است. این سخنان را پس از مرگ کیمیا گفته است:

 

«آن کیمیا بر من دختر آمد و به وقت آن چندان شیوه و صنعت از کجا بودش خداش بیامرزد چندان‌ها خوشی به ما داد. روزان همه بدخویی بکردی و شب چو در جامه خواب درآمدی عجب بودی. گفتی: ذکرم می‌باید. خنده‌ام گرفتی. گفتی باری به قاضیم نبر. و با آنهمه که یک پول از من به او نرسید و دهانش دریدم...(جلد ۲، ص. ۲۶۹)

 

به هر حال، چنانکه از سخنان بالا بر می‌آید کیمیا باید از ضرب و شتم شمس مرده باشد. این سخنان، فشرده‌ای از تنش زناشویی شمس و کیمیا را هم به روشنی نشان می‌دهد.

--------------------

مناقب العارفین. شمس‌الدین احمد افلاکی العارفی. به کوشش تحسین یازیچی، دنیای کتاب، ۱۳۶۲

*

مقالات شمس. شمس‌الدین محمد تبریزی. مصحح محمد علی موحد، انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۹