خانه

خطابه‌ی واژن

رضا فرمند

 

 

من خدای جهان کهربایی خود هستم

و همیشه بی‌واسطه با خون شما مردان سخن گفته‌ام

*

من همیشه چندین بال از پرواز شما جلوترم

من همیشه چندین گام از شتاب شما جلوترم

من آفتاب ناگزیر خواهش شما هستم

*

گردش‌های شما همیشه در مدار من است

شما مردان

کدامیک از آرزوهاتان به بوی من نیاغشته‌ است؟

*

من کارگاهِ آفرینش‌ام

و خون هشیارم هر دیواری را فرو می‌ریزد

*

من سفارش هیچ خدایی را در پروراندن نطفه‌ای نپذیرفته‌ام؛

و بند نافم به هیچ وهم و پنداری در آسمان‌ها وصل نبوده است

*

من با کیش و فرهنگ هیچ مردمی نیامیخته‌ام

و ستاره‌ای نبوده‌ام که سالکان بتوانند از آسمان زندگی به زیر کشند

*

من نیستم آن خورشید پنهانی که به تلاش‌هاتان می‌تابد؟

من نیستم آن خورشید پنهانی که به آرزوهاتان می‌تابد؟

جان برکف در میدان‌های جنگ به جستجوی من نبوده‌اید؟

*

از کهربای نیرومند من کدامیک از شما بیرون‌اید؟

درژرفای همه‌ی نیایش‌ها‌تان جاری نبوده‌ام؟

در آینه‌ی راستی خوب بنگرید!

در خون و خلوت‌تان من نیستم که می‌پرستید؟

 

۳ دسامبر ۲۰۱۲