خانه

هماغوشی ۵

رضا فرمند

 

 

گونه‌هایش را در دستانم می‌گیرم

به هارمونی  روی‌اش گوش می‌کنم؛

و از هوس بوسیدن‌اش دیوانه می‌شوم.

*

هر بوسه‌ام را پذیرا می‌شود؛

و موسیقی هماغوشی آغاز می‌شود

*

پستان‌های سر به هوایش را

با پنجه‌ها و دندان‌هایم از شتاب می‌دوشم

و در برهنگی‌اش با چشم‌های بسته می‌روم و می‌آیم

فوزافوزش که بلند می‌شود

از شتابِ خوشی پرت می‌شوم و سکوت می‌کنم

*

سکوتم را با زمزمه‌اش پُر می‌کند:

کامم خوش می‌شود که کامت را خوش می‌کنم

آمدی که آمدی!  راحت باش!‌

 

اوت ۲۰۱۱