|
استرس
۲ |
رضا
فرمند |
|
|
استرس،
پُرسشیست
که لای
استخوان
واژه، گیر
میکند * استرس،
فشار دغدغهها
و ریختن واژههاست! * استرس،
سوختن وقت
است! * استرس،
بالهای گامها
را نیافتن
است! استرس،
بالهای
واژهها را
نیافتن است! * استرس،
به خالی
پُرسش
افتادن است! * استرس،
نوعی نرسیدن
است! * استرس،
کم آوردن است در
وقت، در کار،
در پول، در
کلمه، در
آرامش * استرس
به هنگامیست
که همسایه، گوی
آبی نگاهاش
را از رویات
میلغزاند و
تو نمیتوانی
بگویی که
نگاهم
منظوری
نداشت و
اصلان کاری
به کار روی تو
نداشت. * استرس
به هنگامیست
که کسی مهربانیات
را هر جور که
خواست میبُرد تا
به تنهاییاش
بپوشاند و میگوید:
«دوستات
دارم!» * استرس،
به هنگامیست
که تو نمیتوانی
روی
راستین کسی
را در پُرسشی
بزرگ کنی * استرس،
ناخواسته
خود را لگد
کردن است استرس،
ناخواسته
جلوی خود
نشستن است * استرس،
زوزهی
ناگهانی نان
است! * استرس،
آشفتگی
سامان واژههاست! ------------------------------------- سرایش:
۱۸ نوامبر
۲۰۰۷ چاپ:
۲۳ می ۲۰۰۸
|