خانه

استرس ۲

رضا فرمند

 


استرس، پُرسشی‌ست که لای زخم واژه، گیر می‌کند

استرس، پُرسشی‌ست که لای استخوان واژه، گیر‌ می‌کند

*

استرس، فشار دغدغه‌ها و ریختن واژه‌هاست!

*

استرس، سوختن وقت است!

*

استرس، بال‌های گام‌ها را نیافتن است!

استرس، بال‌های واژه‌ها را نیافتن است!

*

استرس، به خالی پُرسش افتادن است!

*

استرس، نوعی نرسیدن است!

*

استرس، کم آوردن است

در وقت، در کار، در پول، در کلمه، در آرامش

*

استرس به هنگامی‌ست که همسایه،

گوی آبی نگاه‌اش را از روی‌ات می‌لغزاند

و تو نمی‌توانی بگویی که نگاهم منظوری نداشت

و اصلان کاری به کار روی تو نداشت.

*

استرس به هنگامی‌ست که کسی

مهربانی‌ات را هر جور که خواست می‌بُرد

تا به تنهایی‌اش بپوشاند و می‌گوید: دوست‌ات دارم!

*

استرس، به هنگامی‌ست که تو نمی‌توانی

روی راستین کسی را در پُرسشی بزرگ کنی

*

استرس، ناخواسته خود را لگد کردن است

استرس، ناخواسته جلوی خود نشستن است

*

استرس، زوزه‌ی ناگهانی نان است!

*

استرس، آشفتگی سامان واژه‌هاست!

-------------------------------------

سرایش: ۱۸ نوامبر ۲۰۰۷

چاپ: ۲۳ می ۲۰۰۸