|
سکوت،
همیشه باز
است |
رضا
فرمند |
|
|
و
با نخستین
سخن، بسته میشود. * سکوت،
هزار توست؛
پُرراه است گاه،
باید سکوت
کرد تا چشمانداز
معنا پیدا
شود * فراموشی
را چون
کِشویی میکشم،
دلشورهام
را به دروناش
میریزم و
رها میکنم و
فراموشی در
جایی از
زمان، بسته
میشود * من
میتوانستم
به کهربای
سکوت خو کنم اما
سخن، وسوسهام
کرد چند
واژه به
خوردش دادم و
سکوت،
ناگهان، چون
گلی وحشی
بسته شد. * سکوت
چنانچه بهجا
باشد سرود میشود سکوت
چنانچه بهجا
باشد کلید میشود سکوت،
چنانچه بهجا
باشد
زیباترین
سخنها را میگوید * سکوت،
همیشه باز
است؛ و
با نخستین
سخن، بسته می
شود. ۲۷
آپریل ۲۰۰۶
|