|
شامپانی |
رضا
فرمند |
|
|
کنار
پنجرهی
دریا نشستهام؛ و
هر قطرهی
سخناش به
دلم مینشیند. * شامپانی
آبی آگاه است! شامپانی
از شعری خوب
چه کم دارد؟ شامپانی
از زنی لطیف
چه کم دارد؟ * در
کنار پنجرهی
دریا لیوانام
را که بالا می
برم دهان
واژهایم
باز میشود * با
شامپانی
چنانکه با
دوستِِ
فرزانهای کنار
پنجرهی
دریا نشستهام و
هر قطرهی
سخناش به
دلم مینشیند. سوئد،
۲۰۰۷
|