|
آسایشگاه
روانپریشان |
رضا فرمند |
|
|
سخن
گفتن پریدن
است؛ سخن
گفتن، هماغوشیست؛
خوشگذرانیست! * من
به آسمان سخن
نیاندیشیده
بودم من
به باغ سخن
نیاندیشیده
بودم من
نمی دانستم
که در واژهها
هوای آزاد
است من
نمیدانستم
که در واژهها
هلهلهی
پرواز است در
این خانه،
بال و پَر سخن
بسته است! * روانپریشی
واژهها را
گمکردن
است؛ و
ریختن از یادهای
شرنده است! * در
این خانه،
خندهها نمیاندیشند! در
این خانه،
سکوتها
خواباند! در
این خانه،
بال و پَر
پُرسش بسته
است!
فوریه،
۲۰۰۶
|