خانه

افسانه، عروس چهارده‌ساله*

رضا فرمند

 


افسانه، عروس چهارده ساله

هنوز نتوانسته است

سرچشمه‌ی خون دوساله‌ی‌ اندام‌اش را دریابد

*

افسانه، عروس چهارده ساله

هنوز نتوانسته است

هیچ‌یک از هزار در دنیا را به روی خود بگشاید

*

افسانه، عروس چهارده‌ساله

هنوز نتوانسته است

از کوهستان سخن‌ بالا رود؛

و قلعه‌ی آسمانی غرورش را واژه‌ به واژه بسارد

 

افسانه عروس چهارده‌ساله

هنوز نمی‌تواند مشعل هیچ پُرسش بزرگی را

در پیچ و خم گفتگو‌ها روشن کند

*

افسانه، عروس چهارده‌ ساله، نوپرواز است؛ 

بال‌هایش را در توفان‌ها نیازموده است؛

و اندیشه‌ها و گام‌هایش را هنوز نمی تواند

با چرخش ناگهان حادثه‌ها میزان کند

 

او را در بازیگاه‌ کودکی‌اش به خاک نسپارید!

 

کپنهاک، ۱۹۹۷

بازپرداخت، ۲۰۰۷

--------------------------

*این شعر سال‌ها پیش در چشم‌انداز چاپ شده است.