خانه

خانواده‌‌ی یک‌نفره

رضا فرمند

 


من با شعر، خانواده‌‌‌ای یک نفره‌ام؛

و دیگر از کسی نمی‌خواهم که معنایم را کامل کند!

*

انسان، نوعی صداست؛ گونه‌ای جنبش است!

خلوت شهر، آکنده از سکوت عید است!

*

نوروز که می‌آید من سبُک‌تر سفر می‌کنم؛

پرنده‌تر می‌شوم؛

نوروز که می‌آید من شعرم را

در شهرک‌های پیرامون کپنهاک به گردش می‌برم!

*

کودک که بودم در مارالان تبریز

چند سکه و تخم‌مرغی رنگین

هیجانم را به کوچه‌ها می‌برد

*

اندوه، پرسشی گرسنه است

من دیگر پاسخ‌های اندوه را آموخته‌ام

اکنون من روزم را خودم نو می‌کنم

و نوروز را هر جور که بخواهم معنا می‌کنم

*

من با شعر، خانواده‌‌‌ای یک نفره‌ام؛

و دیگر از کسی نمی‌خواهم که معنایم را کامل کند!

 

۲۴ دسامبر، ۲۰۰۷