|
عشق
و گاو و هویج |
رضا
فرمند |
|
|
گاو
را میپرورند
و عشق را نه هویج
را میکارند
و عشق را نه کفتر
را میبالانند
و عشق را نه * در
ایرانزمین زن
را مثل جنس
پُرخطری
حراج میکنند و
او را زودتر
از گاو و
گوسفند و
قاطر خرید
و فروش میکنند * در
ایرانزمین جهازی
هم روی زن میگذارند تا
از شَّر بار
بلورین
ناموساش
خلاص شوند. * در
ایرانزمین با
کمی نان و چند
دعا همهچیز
را ناگهان به
همهچیز میچسبانند و
حجلهی عروس
میسازند * در
ایرانزمین تن
را در شیب
سرنوشت رها
میکنند و
عشق را از بام
خیسِ شبانگاهان به
ستارههای
دور، پرت میکنند ۱۴
دسامبر،
۲۰۰۷
|