خانه

یداله رویائی

 
 

سه شعر از سنگ‌سینه‌ها                             

 

سنگ‌سینه‌ها

گوری برای مادر

 

 

نازکتر از نوری

 

نازکتر از نوی در چشم

لبخند بر لبانش

و صورتش قحِ شیر

باغ فرشته، حوصله‌ی تاخیر.

----------------------------

آخرین مژه را

 

آخرین مژه را کی برهم زد!

که در بهم‌زدنی

خانه‌ی چشم را خراب کرد

 

و ساکن خرابه هر غروب

گرگِ قرمز را

تا افق روانه می کند.

---------------------------

مادر که می میرد

 

مادر که می میرد

دیگر نمی میرد.