خانه

عدنان غریفی

 
 

نقطه گذاری

 

 

من هيچ هديه‌ای را

جز بوسيدن لبهايت

نمی پذيرم

 

من هيچ شعری را

جز آنکه راست باشد

نمی پذيرم

              اما

آنجا که کاما بايد باشد

من  طره‌ای از موی تو می گذارم

آنجا که سمی کُلن

همان کاما

و يک قطره عرق از پيشانيت

وقتی که ميخواستی بگوئی:

دوستت دارم

 

و دو نقطه‌ی توضيح؟

دو دانه‌ی سياه

از دور پستانت

 

و خط تيره‌ء اعتراض

- چه ميدانم-

من به خطوط تن تو

هيچ اعتراضی ندارم

 

و علامت تعجب را؟ در دهان باز ما

آنگاه که در يابيم

هر دو دروغ می گفتيم

 

در سرنوشت من

وقتی که با تو هستم

هيچ علامت سئوالی نيست

 

من پرانتز را

برای ديگران حفظ می کنم

و همه‌ء تو را بين هلال دستانم می گيرم

 

وقتی که با هم باشيم

دستور زبانِ ما

مثل آب چشمه ساده خواهد بود

مثل آب چشمه مرموز

و وچه شرطی

-اين دشوار-

در دستور زبان ما

جائی نخواهد داشت

اما من شعرم را بی علامت می نويسم

زيرا که مکث‌ های سخن گفتنمان را

نفس های ما

تعيين خواهد کرد

 

من هيچ هديه‌ای را

جز بوسيدن لبهايت

نمی پذيرم.

 

اول آگوست ۹۳-بهمن

 

از کتاب برای خرمشهر امضاء جمع می کنم