|
مسعود
کریمخانی -
روزبهان |
||
|
دیوار
دق من بلند
است به همان
سادگی که
مادر مرد و"
دق" هايم را
می نويسم اين
عادتِ من است:
می روم درته
چيزی وآنجا
می نشينم. يک
وقت هم در تو
ازراه می آيی .
درمی زنی. درخلوتِ
دق نشسته ام
وتودرمی زنی.
نمی شنوم. می
گويم: " بيا
پايين! آن
بالا جای تو
نيست" وتو
مثل شيطان می
آيی پايين. و
می رويم
کنارپنجره
می نشينيم بر گرفته از
نشریهی
الکترونیکِ «واژه»
|