|
ساقی قهرمان |
||
|
Orgasm ميروم
ميايم
ميروم
ميايم چشمهات
زير پلک بسته
ميدود ابروهات
سايه
انداخته روی
پلک شب
نيست دستهات
يکی روی
پيشانی يکی
دراز شده در
امتداد قامت
دراز کشيدهات خواب
نيستی صدای
قلبت از زير
تیشرت سرمهای
میآيد تی
شرت سرمهای
افتاده پای
تخت ميروم
ميايم
ميروم
ميايم حالا
می خواهم
گنجشکی کنار
پنجره باشم
پنجرهی
باز توی
اتاق را نگاه
کنم خواب
باشی اما
هنوز نزديک
نيست ميروم
ميايم ميروم
ميايم چرخ
ميخوری
رو ميايی ميروی
ميايی ميروی
ميايی اين
عقربه پشت
سرت گم ميشود بالا
ميرود پايين
ميايد ناگهان
تو مثل من (که
مثل تو هنوز
پشت
ابروهايم
عرق نکرده) نگاه
ميکنی به
پنجره ميخواهی
گنجشکی کنار
پنجره باشی ميخواهی
از روی من
بپری روی هره
روی شاخهی
بيد ميروی
ميايی ميروی
ميايی و
من که
ميخواهم
بخوانم
ميگويی آهنگ
را عوض نکن ميروم
ميايم ميروم
ميايم ميخندم
خنده يعنی
خوب مشت
روی سينهات
ميکوبم
مشت کوبيدن
يعنی خوب زوزه
می کشم زوزه
يعنی خوب تو
هم که خوبی
نه؟ از
همان پشت چند
لحظه به آخر
ميگويم حالا
ميخواهم
کنار پنجره
باشم و orgasm
نداشته باشم خوب؟
از
مجموعهی« ...و
جنده يعنی
جان می بخشد
به ...؟»
|